فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

برگذیده‌ی خدایان

قسمت: 43

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
بعد از چند ثانیه با فاصله کمی از محلی که مُردم، دوباره زنده می‌شوم.
‌‌‌‌
هر چقدر که اطرافم را بررسی می‌کنم اون موجود سیاه رنگ را نمی‌بینم، فکر کنم از اونجا رفته، حالا وقتشه که یکم لول آپ کنم، هیچ فرصتی بهتر از این وجود نداره.
‌‌‌‌
خب بیاید توانایی نفس آتشین رو امتحان کنیم.
‌‌‌‌
ابتدا به سطح زمین نزدیک می‌شوم تا شعله ها بهتر دشمنان را بسوزانند.
‌‌‌‌‌‌
با استفاده از نیمی از مانایی که دارم توانایی نفس آتشین را فعال میکنم.
‌‌‌‌‌‌
[ نفس آتشین: 18 مانا ]
‌‌‌‌
نفس عمیقی کشیدم و بعد فوت کردم تا آتشی که از دهانم بیرون می‌آید همه را بسوزاند.
‌‌‌‌
به طرز عجیبی در میان رنگ شعله ها رگه های سیاه رنگی نیز دیده می‌شد، فکر کن مبه دلیل تغییر نژادم این اتفاق افتاده.
‌‌‌‌‌‌
شعله ها همه سربازانی که در معرض آن بودند را می‌سوزاند..گاهی سربازان نیزه ها و پیکان هایی که از کمانشان رها می‌شد را به کازوتو شلیک می‌کزدند، اما این چیز های پرتاب شده در آتش می سوختند  و بی فایده می‌شدند.
‌‌‌‌
" ها ها ها، توی این میدان نبرد هیچ کدوم از شما نمیتونه من رو شکست بده." کازوتو با احساس غروری همینطور که می‌خندید این را گفت.
‌‌‌‌‌‌
همینطور که کازوتو روی زمین آمده بود و با پنجه های اژدها مانند و تیزش در حال تکه تکه کردن دشمنان بود ناگهان یک نیزه عظیم با سرعتی باور نکردنی به سمت قلب او آمد.
‌‌‌‌‌‌
" لعنتی-"
‌‌‌‌
البته کازوتو درست در آخرین لحظه موفق شد که از آن طفره برود.
‌‌‌‌‌‌‌
وقتی کازوتو به محلی دد آسمان که نیزه از آن مرتاب شده بود نگاه می‌کند، دوباره همان موجود سیاه رنگی را می‌بیند که دفعه قبل باعث مرگش شده بود.
‌‌‌‌‌
کازوتو انگشت اشاره‌اش را به سمتش می‌گیرد و می‌گوید:
‌‌‌‌‌
" خودم می‌کشمت!."
‌‌‌‌‌
بعد با شتاب از زمین می‌پرد و دو بال عظیمش را باز‌ می‌کند و به سمت او می‌رود.
‌‌‌‌
[ پنجه برنده‌ی شاه ]
‌‌‌‌‌
کازوتو از تواناییش استفاده می‌کند، با اینکه موجود سیاه رنگ به راحتی می‌تواند از دست کازوتو طفره برود، اما این کار را نمی‌کند و دست کازوتو زره‌ او را سوراخ می‌کند و در شانه‌اش فرو می‌رود
‌‌‌‌‌‌‌
" هه، کارت تمو-"
‌‌‌‌‌
درست لحظه ای که کازوتو فکر می‌کرد پیروز شده، یک شمشیر سیاه‌رنگ شکمش را سوراخ می کند و از کمرش بیرون می‌زند.
‌‌‌‌‌
" ضعیفی. "‌‌
‌‌‌‌‌
موجود سیاه‌رنگ این را می‌گویید و شمشیرش را از شکم کازوتو بیرون می‌کشد و باعث می‌شود که کازوتو از آسمان سقوط کند..در اثر سقوط کازوتو و برخورد او با زمین گرد و خاک زیادی بلند می‌شود‌.
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
[ هه، اگه می‌خواید ادامه رو ببینید باید صبر کنید و کامنت بزارید.]
‌‌‌‌‌

کتاب‌های تصادفی