بذر کتان
قسمت: 107
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۱۰۷
پارانویا در ذهن یک خزنده
«به هر صورت ما همیشه جزوی از توهم انسان در مورد خودش بودیم و ممکنه تا قرن ها بعد هم بمونیم. اونا، دنیا و جوامع ما رو صرفا شاید از طریق خوابهاشون بتونن ببینن. به نظرتون تا الان چقدر براشون ارزش داشتیم؟ کیه که بخواد منتظر حرکت و تغییر تمدن سطح زمین بمونه؟ فکر میکنم ما توی ایجاد تغییر و کنترل این تمدن، دست بالاترو داریم. هر چی باشه جوامع ما در سطوح بالاتر تکامل هستن.»
لان بائو شی این حرفا رو خطاب به کوشیکاوا میگه. حالا دیگه جلسه تموم شده و اعضا دارن توی محوطهی سازمان گردش میکنن و با هم به صورت صمیمانه تری صحبت میکنن.
گفت و گوی نژاد هایی که رگ مشترک کامل یا زیادی با خزنده ها دارن، با سازمان علنا خیر خواهی مثل تابش فیروزه، یه موضوع بسیار کمیاب بوده و هست.
لان بائو شی اولین باره که کوشیکاوا رو از نزدیک ملاقات میکنه و این بار به جای مبارزه، به عنوان یک دوست و متحد بهش نگاه میکنه.
«اینکه اونا ضعیف هستن دلیل بر این نمیشه که بخوایم تمام کنترلشون رو به دست بگیریم. این روش ما نیست و نظم دنیا رو به هم میریزه. ما اجازه میدیم که موجودات ابعاد پایین تر رشد کنن و با تلاش خودشون پیشرفت کنن.»
با وجود آشکار بودن نیت خیر خواهانه ی کوشیکاوا، چیزهایی در موردش هست که باعث بدبینی و رنجش لان بائو شی میشه.
موضوع اعتماد و تعهد در زندگی قبلیش یعنی زمانی که هنوز جزوی از برادری تاریک بود هم براش اهمیت ویژه ای داشت. همه می دونستن که جمله ی تکراری حرفای لان بائو شی اینه: آدما قابل اعتماد نیستن. اونا تعهد خاصی ندارن و همچین حرفایی.
کوشیکاوا جزو گونه های کاملا انسانی به حساب میاد و یه موجود خونگرمه، یعنی هیچ رگ مشترکی با خزندگان یا نژاد های دیگه نداره. هر چند یک بشر زمینی نیست اما بار ها به عنوان یک انسان زمینی هم تناسخ پیدا کرده. نه تنها در زمین بلکه در سیارات همس...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب بذر کتان را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی
