بذر کتان
قسمت: 163
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۱۶۳
طبیعت بازی شطرنج
دوازده هزار سال پیش، قاره ی کیماکازی
کلاس درس، هاله ای به رنگ نخودی روشن داره و از پنجره اش، نور و انرژی شدید صبحگاهی قابل مشاهده است. سیاره در وضعیت جالبی به سر میبره و اولین کالج های بین المللی در حال شکل گیری هستن. یامازو هم به روح جوانه و اوایل جوانیش رو سپری میکنه. اون نمی تونه حس بدی به سیاره ی زمین داشته باشه و با خودش فکر میکنه که آینده اش از همین الان روشن و قابل تصوره.
جلوی کلاس، دو پسر جوان قابل مشاهده هستن. اونا به مراتب، درشت هیکل تر از یامازو به نظر میرسن، هرچند یامازو شونه های پهن تری داره اما قدش به وضوح از دیگران کوتاه تره. همچنین اون پسر ها سن بیشتری دارن و ظاهرا از نژاد غالب منطقه نیستن. مردم منطقه عمدتا پوست برنزه و موهای مجعد مشکی دارن، ولی این دو نفر، یکیشون موهای بور روشنی داره و اون یکی هم موهای کرمی و پوستی که اصلا شبیه مردم این منطقه نیست و لکه های غیر معمول زیادی داره. با این وجود، اونها ظاهر معمولی و لباس های زیبایی دارن و تصویرگر طبقه ی اجتماعیشون هم هست.
پسری که کمی زیباتره و موهای بور روشنی داره بای جنه. اون یکی هه کائو هست که هنوز توی روزهای روشنش به سر میبره، با اینکه در همین دوره هم گاها تبدیل به ورژن هه کوئی خودش میشه و دوست داره که بر ضد اجتماع اطراف خودش کار کنه. اون اتمسفر قاره رو دوست نداره و فکر میکنه که مردم اینجا با بی سلیقگی زندگی میکنن. هه کائو باهوشه و خونواده اش هم به هوش و ذکاوت اهمیت زیادی میدن. اون نمی تونه افرادی که معمولی زندگی میکنن رو تحسین کنه و از اینکه توی همچین اجتماعی گاها احساس تنهایی میکنه یا افرادی به ویژگی های خاصش حسودی میکنن ناراضیه.
با اینحال از بای جن خوشش میاد. بای جن به شطرنج علاقه داره هرچند درونش یک نابغه نیست ولی مهارت های خاص خودشو ...
کتابهای تصادفی

