فانتزی سیاه: پادشاهی ارواح تاریک
قسمت: 1
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فانتزی سیاه: پادشاهی ارواح تاریک(جلد اول: آفرینش دوباره)
فصل صفر: معرفی ناول چپتر اول: سیاره فانتازیا
سیارهی فانتازیا یک سیارهی بسیار بزرگ و بینهایت شگفت انگیز است که در نقطهای از کهکشان فانتزی سیاه قرار دارد. اندازهی این سیاره خارق العاده 100 برابر کره زمین اما شگفتیهایش میلیونها برابر است. سیارهی فانتازیا مملو از میلیونها گونهی جانوری و گیاهی زیبا، متنوع و عجایب زیستی خارق العاده است.
اتمسفر این سیاره همانند اتمسفر کرهزمین ترکیبی از گازهای مختلف مانند اکسیژن، نیتروژن، کربن دیاکسید و... است. اما چیزی که دنیای فانتازیا را بسیار هیجان انگیز و ترسناک میکند، وجود یک عنصر مرموز دیگر در اتمسفر آن است که دلیل اصلی وجود قدرت "جادو" در این سیاره میباشد؛ عنصری به نام (مانا). درواقع مانا مانند اکسیژن یک ذرهی اتمی و عنصری است. ذرات عنصر مانا مانند هرگاز دیگری در هوا در جریان هستند و در تمام سطوح سیارهی فانتازیا وجود دارند.
جهان فانتازیا دنیایی آرام، بسیار ثروتمند، حاصلخیز و غنی از انواع منابع مختلف، نژادهای شگفت انگیز و جانوران فانتزی و جادویی منحصربفردی است که صلح جویانه در کنار هم زندگی میکنند. اما از آن جایی که سرزمینهای غنی کشف شده و ناشناختههای کشف نشدهی فانتازیا هر موجودی را به طمع می اندازد، هدف تمامی موجودات و ساکنین قدرتمند فانتازیا فقط و فقط یک چیز شده است: کسب و رسیدن به(بالاترین قدرت!).
تمامی نژادها به دنبال تسلط و تسخیر کامل این سیاره هستند. آنها به علت طمع و خودخواهی بیحد و مرزی که دارند، میخواهند تمام منابع شناخته شده و سرزمینهای ناشناخته فانتازیا فقط برای خودشان باشد، بنابراین سعی دارند دیگر نژادها را از بین ببرند تا فقط نژاد خودشان فرمانروای مطلق این سیارهی شگفت انگیز باشد.اما با این وجود تمامی نژادها از شروع یک درگیری و نزاع شدید بین گونهها و حتی کشورهای هم نژاد به صورت مستقیم وحشت دارند زیرا به خوبی میدانند که اکنون دنیای فانتازیا مانند یک انبار باروت است که با کوچکترین جرقهای منفجر میشود و آتش آن میتواند تمامی حیات را از روی این سیاره پاک کند.
تمامی نژادها به دنبال تسلط و تسخیر کامل این سیاره هستند. آنها به علت طمع و خودخواهی بیحد و مرزی که دارند، میخواهند تمام منابع شناخته شده و سرزمینهای ناشناخته فانتازیا فقط برای خودشان باشد، بنابراین سعی دارند دیگر نژادها را از بین ببرند تا فقط نژاد خودشان فرمانروای مطلق این سیارهی شگفت انگیز باشد.اما با این وجود تمامی نژادها از شروع یک درگیری و نزاع شدید بین گونهها و حتی کشورهای هم نژاد به صورت مستقیم وحشت دارند زیرا به خوبی میدانند که اکنون دنیای فانتازیا مانند یک انبار باروت است که با کوچکترین جرقهای منفجر میشود و آتش آن میتواند تمامی حیات را از روی این سیاره پاک کند.
اما از آنجایی که طمع همواره و همیشه یکی از بزرگترین و خطرناکترین دشمنان بشریت بوده است، امپراطوریها و نژادهای مختلف با دانستن اینکه کوچکترین اشتباهی میتواند منجر به نابودی کل فانتازیا و ساکنینش شود، اما با ایجاد فرقههای مخوف، گروهها و سازمانهای مختلف جنایی و آدمکشی جنگ نیابتی بزرگی را علیه یکدیگر در سایهها شروع کردهاند. اما حتی این جنگ در سایهها در مقابل بلایی که قرار است بر سر ساکنین این سیاره بیاید یک شوخی بیش نیست.
و از آن جایی هم که کارما همیشه در جهان خلقت وجود دارد، زیرا یکی از قوانین اصلی خلقت است. شخصی بر جهان فانتازیا چشم میگشاید که تبدیل به بزرگترین دشمن و کابوس بشریت میشود. کابوسی که از کارمای ناسپاسیها و گناهان خودخواهانه ساکنین فانتازیا سرچشمه گرفته است. به دلیل ناسپاسیهای بسیار زیاد ساکنین فانتازیا، کائنات تصمیم میگیرد شخصی را در این سیاره متولد کند که هدفش فقط و فقط یک چیز باشد؛ آخرالزمان!. شخصی که برای رسیدن به هدفش حاضر است تمامی ساکنین فانتازیا و حتی فرشتگان و خدایان را نیز سلاخی کند.
پایان چپتر اول/ ادامه دارد...
کتابهای تصادفی

