تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 130
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۱۳۰: حمام
«صبر کن، منظورت از این حرف چیه؟»
نوآ توپ آبی تیره را در دریای خود ذخیره کرد. فشار و درد به تنش برگشت اما او مانند همیشه تحملش کرد.
اگر ذخیره «نفس» در حوزه ذهنی میتوانست پیشرفتهای او را تسریع کند، نوآ با کمال میل درد ناشی از آن را تحمل میکرد.
«خب، یعنی واقعاً فکر کردی که میتونی "نفس" رو بدون عواقبش از دنیا بگیری؟ عواقب کار تو خیلی خطرناکتر از بقیه تهذیب کنندههاست. این داخل آزمایشهای مختلف با این روش ثبت شده.»
نوآ دوباره عصبانی شد. «کجا ثبت شده؟»
به نظر میرسید که آیور به چیزی فکر میکرد و قبل از اینکه کتاب دیگری را از کوله پشتی خود بیرون بیاورد لبخند ناخوشایندی زد. «انگار فراموش کردم این رو بهت بدم. میدونی که، با این وضعیت ذهنی من عادیه خیلی چیزا یادم بره.»
نوآ کتاب را گرفت و صفحات آن را خواند.
آزمایشهای زیادی همراه با خاطرات تهذیب کنندگان در کنارشان ثبت شده بود.
نوآ میتوانست حدس بزند که صدها سال آزمایش در این کتاب ثبت شده.
این علم خیلی ارزشمنده! از راههایی برای بهتر رام کردن «نفس» گرفته تا آزمایشهایی برای افزایش غلظت اون توی دریای آگاهی رو شامل میشه.
نوآ دوباره به آیور نگاه کرد، او متعجب بود که چگونه یک شخصیت بی اهمیت این همه اطلاعات دارد.
«یعنی هر تمرین کننده روش جعل عنصری به همه این اطلاعات دسترسی داره؟»
آیور قبل از پاسخ دادن جرعه ای بزرگ نوشید.
«با اینکه این روش یکی از شاخههای معتبر مدارس در مورد کتیبههاست، اما قوانینش خیلی سخته و خطراتش بیشتر تهذیب کنندهها رو میترسونه. پیدا کردن کسی که با اراده و حوزه ذهنی قوی تمایل داشته باشه این کارو انجام بده سخته، اینکه بخواد همچین خطراتی رو فقط برای یه روش نامطمئن به جون بخره هم که دیگه بهجای خود...»
چشمان نوآ ریز شد.
«ولی تو بازم به سوال من جواب ندادی.»
...کتابهای تصادفی
