تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 264
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۲۶۴: شکنجه
زن دندانهایش را به هم فشار داد و با صدای محکمی صحبت کرد: «من هرگز به رئیس خیانت نمیکنم!»
نوآ آهی کشید و در حالی که به میدان جنگ برمیگشت، موهایش را گرفت.
زن فریاد میزد و اما نوآ اهمیتی نداد، او به سادگی به پایین کوه بازگشت و بعد او را روی زمین گذاشت.
سپس، او به دنبال بقایای نه تهذیبکننده دیگر رفت، اما نتوانست چیز زیادی پیدا کند چرا او تمام مدت با استفاده از شکل جزئی شیطانی جنگیده بود و دود بیشتر اعضای بدنشان را بلعیده بود.
آنها هر کدام یک حلقه فضایی داشتند ولی درون آن فقط اسلحههای خود را گذاشته بودند و درونشان هیچ معجون یا اعتباری وجود نداشت.
«به نظر میرسه که میترسیدن شناخته بشن. نبودناعتبار رو درک میکنم اما نیاوردن داروی و معجون واقعا احمقانهست.»
نوآ سرش را تکان داد و قبل از نابود کردن دشمنانش و پاک کردن هر اثر باقی مانده از نبرد، اسلحهها را در حلقه های فضایی خود جمعآوری کرد.
فقط او و زن زنده مانده باقی ماندند.
«من درک میکنم که تو نمیخوای هویت خودت رو فاش کنی، اما من همچنان به تکنیک تو علاقهمندم. چطوری میتونی حکاکیها رو فقط با حرکت به این روش عجیب اجرا کنی؟»
آخرین طلسم توانست دفاع نوآ را بشکند، او باید اعتراف میکرد که از قدرت آن کاملا شگفت زده شده بود.
اما زن جوابی نداد و سرش را از نوآ برگرداند.
«تو از کلمه رئیس استفاده کردی، یعنی به جیلیان اشاره میکنی؟»
تنفس زن برای لحظهای متوقف شد و نوآ با سرعت حرفهایش را ادامه داد.
«بذار ببینیم که درست متوجه شدم یا نه. جیلیان از هر مردی که برای خرید سراغش میاد، درخواست میکنه که شب رو با اون بگذرونه. با این حال، این فقط راهی برای اجرای یه تکنیک چپگراست، معتقدم که این یک نوع تکنیک تهذیبه.»
چشمان زن گرد شد اما نوآ به سخنان خود ادامه داد: «همچنین دنبال کننده های اون همگی زن هستن و میتونن تکنیک های عجیبتری اجرا کنن، نمیتونم فرض نکنم که شماها افراد یه فرقه خاص نیستید.»
نوآ هنگام گفتن این کلمات سرش را بالا گر...
کتابهای تصادفی

