تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 312
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۳۱۲: هدیه ی جدایی
«آخرین نبرد؟»
حرف های نوآ باعث شد که ۴ تهذیبگر، با کنجکاوی به او نگاه کنند.
لیزا پرسید: «منظورت از این حرف چیه؟»
او در جریان سوابق مبارزات نوآ هست و میداند که تعداد کشتههای او هنوز به نصف تعداد توافق شده هم نرسیده؛ به همین دلیل، حرف نوآ باعث تعجب و واکنش او شده است.
لیزا و لوگان هیچ موضوع بخصوص و منحصر به فردی را در هاله و قدرت نوآ نمیبینند اما حالت لئو و لوک، حین بررسی نوآ کاملا شگفت زده است.
سطح تهذیب او در ابتدای ورود به این کشور، برای این اساتید، کاملا آشکار بود. اما حالا یک تودهی غلیظ مثل ابر، جلوی کنجکاوی آنها را گرفته است. همین مانع، توانسته تردید و تعجب را ایجاد کند.
این انرژی ذهنی، توسط خوده نوآ ایجاد شده و مانع نسبتا قدرتمندی در برابر افراد کنجکاو است. این تنها یکی از مزیتهای پیشرفت و رسیدن او به رتبهی ذهنی سوم است.
«تو...دقیقا چه اتفاقی برات افتاده؟»
لئو نمیتواند کنجکاوی خود را مهار کند و مستقیما در مورد آنچه که در ذهنش می گذرد صحبت میکند.
لیزا و لوگان هم به سمت او برمیگردند. اما وقتی کنجکاوی و علاقهی لوک را نیز میبینند، حدس میزنند که در تشخیص خود دچار اشتباه شدهاند و چیزی تغییر کرده است.
نوآ با ناراحتی می گوید: «من به رتبهی سه رسیدم.»
حیرت و تعجب در چشمان ۴ تهذیبگر میدرخشد. حتی لئو و لوک که اغلب، رفتاری بیش از حد بالغانه و بیتفاوت دارند، نمیتوانند حیرت خود را پنهان کنند.
«این موضوع چیز بخصوصی نیست، با وجود تقویت شدید حوزهی ذهنی و اقلام انبوهی که منو ساپورت میکنن، تعجب میکنم که چرا طی این مدت نتونستم پیشرفت سریعتری داشته باشم...»
نوآ با بیمیلی مشغول نگاه کردن به آنها است و آهسته به میزی که در اطراف آن حلقه زدهاند نزدیک میشود. روی میز، نقشهای قرار دارد که موقعیت دره را در نزدیکی مرز کشور نشان میدهد. نوآ قادر است نحوهی شکل گرفتن و پیشروی ارتش را از طریق نحوهی قرار گرفتن پیادهها بر روی نقشه، تشخیص دهد.
«من ایدهای در نظر دارم که فکر میکنم به مراتب، سودمندتر از ریسک کردن در مورد کشتن صد سرباز قرمزه. صلاح میبینید که ایدهمو بگم؟»
حرفهای جدید نوآ میتواند تا حدی آنها را از حالت گیجی و حواس پرتی بیرون بکشد، اما نگاههای عجیبشان به ...
کتابهای تصادفی

