تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 353
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر۳۵۳: فرقه ها
پری لال شده بود.
نوآ هنوز ایستاده بود، نگاهش به او دوخته شد و فشاری که ذهنش قادر به انجام آن بود کاملاً آشکار شد.
پری نمیتوانست حرکت کند، ذهنش با تمام سرعت کار میکرد تا اتفاقات اخیر را تجزیه و تحلیل کند اما هیچ اشتباهی در تاکتیک نبرد خود پیدا نکرد.
تنها نتیجه ممکن این بود که نوآ همیشه از تمام قدرتش استفاده نکرده بود.
او حتی از یک طلسم تهاجمی استفاده نکرده بود، در واقع، او فقط از یک طلسم از ابتدای نبرد استفاده کرد.
اینها افکار او بود که آرام آرام موقعیت را درک کرد.
او میدانست که حمله قبلی به صورت تصادفی نا موفق نبوده است، نوآ عمداً جلوی خود را گرفته بود و در آخرین ثانیه شمشیرهای خود را پس گرفت، پری نمیتوانست از هر لحاظ احساس شکست خوردن نکند.
نگاه سرد نوآ همراه با هاله خفه کننده او پیامی واضح بود، پری میدانست که فقط یک بار در آن مبارزه مورد رحمت قرار میگیرد.
پاهایش قدرت خود را از دست دادند و روی زانوهایش افتاد و فهمید که اگر نوآ جلوی خود را نمیگرفت میتوانست بمیرد، باعث شد هیچ ارادهای برای مبارزه نداشته باشد...
«من... تسلیم میشم.»
آن کلمات ملایم حضار ساکت را دوباره بیدار کرد، آنها از زمانی که سه پیکر در محاصره منفجر شدند نفس خود را حبس کرده بودند.
بعدا، آنها هم فهمیدند.
آنهایی که در رتبه دوم و اول بودند، نمیتوانستند فشاری را که نوآ میتاباند را احساس کنند، اما یک چیز در ذهن آنها واضح بود: نوآ پیروز شده بود، او قویترین تهذیب کننده رتبه ۲ فرقه بود!
تشویقات و نظرات بلند شنیده میشد، بالاخره نوآ یکی از شاگردان فرقه بود، سایر اعضا از اینکه دیدند قدرت فرقه شیاطین تعقیب یک بار دیگر افزایش یافته بود خوشحال شدند.
نوآ دستش را به سمت پری دراز کرد، در حالی که منتظر واکنش پری بود، چهرهای شاخدار...
کتابهای تصادفی


