تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 398
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۳۹۸: پیروزی
مرد حکاکی شده همچنان چهرهای بیاحساس داشت، حتی زمانی که حوزه ذهنیاش به شدت میلرزید هم خمی به ابرویش نیاورد.
تکههای یخ همه جا افتاد و بدنش کاملاً آشکار شد تا نیشهای هیلونگ در نهایت بتوانند در اعماق گوشتش فرو بروند.
سپس دود سیاه از نیش بیرون آمد، گوشت و ماهیچههای بیدفاع تهذیب کننده فقط تحت حمله طلسم خورنده نوآ، چارهای جز نابودی نداشتند. از سوی دیگر، نوآ داشت خودش را آماده میکرد تا به محض آرام شدن دریای آگاهی مرد و به ثبات رسیدنش، اینبار شخصا به او حمله کند.
سیلابی از آب مرد را فرا گرفت، هیلونگ و نوآ توسط قدرت انفجاری طلسم به عقب پرتاب شدند.
- یه روش دفاعی دیگه!
نوآ در حالی که بالهای هیلونگ را کنترل میکرد تا در هوا متوقف شود، در ذهنش او را نفرین میکرد. با این حال، وقتی که دید تمام خردههای یخ پخش شده در میدان جنگ شروع به جمع شدن در اطراف مرد کردهاند تا یک قطعه یخی بزرگ را تشکیل دهند، شگفت زده شد.
- این دیگه چه نوع طلسمیه؟
نوآ سعی کرد تأثیر طلسم را حدس بزند، اما او فقط میتوانست حس کند که مقدار زیادی از نفس و انرژی ذهنی در موقعیت مرد حکاکی شده جاری شده است.
فقط چند ثانیه طول کشید تا نوآ تصمیم بگیرد حرکت بعدی خود را چگونه انجام دهد. در لحظهی بعد با ایجاد بیش از ده چنگال، مقدار زیادی انرژی ذهنی و نفس نوآ مصرف شد.
پنجهها در هوا پرواز کردند و وارد بلوکهای یخی شدند تا بدن مرد را پیدا کنند. نوآ بخشی از حسهای پنجهها را درک میکرد، این اشتراکگذاری احساس به اندازه همراه خونیاش دقت نداشت، اما با این وجود، بهتر از حمله کورکورانه به کاربر طلسم یخ بود.
این ستون یخی جدید، بزرگ و سفید بود. دید عادی انسانی به درون آن نفوذ نمیکرد. همچنین، محل مبارزه دارای همان ویژگیهای دیوارهای هزارتو بود، نمیشد به انرژی ذهنی اعتماد کرد.
به همین دلیل بود که نوآ بلافاصل...
کتابهای تصادفی
