تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 409
چپتر ۴۰۹: طبقه بندی کردن
نوآ به آن اعداد گوش داد و ذهنش شروع به ارزیابی امکانات فراوانی کرد که چنین مقدار ثروت به او می داد.
«شرط می بندم که در حال حاضر از یک خانواده اصیل متوسط ثروتمندتر ام.»
وقتی متوجه شد، لبخند کوچکی زد.
با این حال، او میدانست که بیشتر آن اقلام در دستانش هدر میرود، نه تنها بسیاری از منابع به عنصری متفاوت از او نیاز دارند، بلکه تقریباً هیچ استفادهای از سلاحهای حکاکی شده نداشت.
نوآ میدانست که شمشیرهای شیطانی مناسبترین سلاح برای او هستند و نمیتوانست از تیغههای در ردهقهرمانانه استفاده کند، سطح او به سادگی این اجازه را نمیداد.
«تو در مورد چنتا از دستورالعملها صحبت کردی، اونا در مورد چیه؟»
نوآ از مرید پرسید، چون انرژی ذهنی او به شکل انسانی درآمده بود، برای او راحتتر بود که وسایل را از داخل حلقه بررسی کند تا اینکه آنها را در آن لحظه بیرون بیاورد.
«اول از همه، توضیحی در مورد چهار ساختار داخل حلقه وجود داره، که هر کدوم تقریباً می تونن قدیمی شدن آیتمهای خاصی رو متوقف کنن. همونطور که می بینید، این سازهها باید به ترتیب برای جانوران جادویی، سلاحها، مواد و طومارها یا حکاکیها استفاده شن. قرار دادن یک آیتم در ساختاری که مناسب نوع اون نیست، تأثیرات اون رو فعال نمیکنه. اگه بخواید، میتونید فقط همه چیز رو به صورت ذهنی در حلقه بفرستید و فرآیند تقسیم رو به من بسپارید.»
پسر صحبت کرد و هر زمان که از اقلام مناسب آن نام میبرد، به یک آرایش اشاره می کرد.
«همچنین شیطان آسمانی چند پیام گذاشت، دوست دارید اونا رو بشنوید؟»
«مطمئنا!»
نوآ از سخنان پسر شگفت زده شد، اما او بسیار مشتاق بود که دوباره به شیطان آسمانی گوش دهد.
مرید دهانش را باز کرد و چشمانش برق زد، انگار دوباره وارد حالت «ربات» شده بود.
«جوان.»
صدای شیطان آسمانی در داخل حلقه طنین انداز شد، توجه کامل نوآ به سخنان او رفت.
«متأسفم که جلسه ما کوتاه بود، من باید انرژی کافی برای از بین بردن ابعاد جداگانه و پاک کردن همه آثارم رو حفظ می کردم. با این حال، تو الان میراث من ...
کتابهای تصادفی


