تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 447
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
نوآ در حالی که هلهلهی تهذیبگران کندو، مجمعالجزایر را پر کرده بود، برخاست.
جنگ تمام شده بود، قاره در حال بازپس گیری داراییهای خود از جزایر بود، کار دیگری برای انجام دادن وجود نداشت.
«حدس میزنم مبارزه با تکنیکی که میتونه رتبه ۵ جانور جادویی رو کپی کند و رتبه ۶ وجود رو داشته باشه، حتی برای قاره هم بسیار زیاده. خوب، اگه این قاره یک جبهه متحد داشت، اوضاع فرق می کرد...»
نوآ میتوانست تعادل ضعیف بین سه کشور بزرگ قاره را درک کند، او سفرهای زیادی کرده بود.
نگاه او به آسمان رفت، جایی که شیطان تعقیب با غرور پشت سه تهذیب کننده قهرمان که بر جناحهای مربوطه خود نظارت می کردند، ایستاده بود.
سپس، لیدی ادنا نگاهش را از زمین دور کرد و رو به تعقیب شیطان شد.
شیطان تعقیب از رفتار او کمی شگفت زده شد، آنها قبلاً در مورد تجارت منابع و سایر زمینهها به توافق رسیده بودند، او فکر نمی کرد که جنبههای دیگری برای بحث وجود داشته باشد.
«شیطان تعقیب قدرتمند، خانواده الباس دوست دارن در خلوت درباره چیز دیگهای صحبت کنن...»
لیدی ادنا در حین انجام این درخواست، مودبانه تعظیم کرد، شیطان تعقیب به سادگی دست خود را تکان داد تا منطقه را با نفس خود منزوی کند، دو تهذیب کننده قهرمان دیگر در فاصله کوتاهی قادر به شنیدن یا احساس چیزی نبودند، حتی اگر آنها را می دیدند...
لیدی ادنا تصمیم گرفت که صحبت کند، زیرا به نظر نمیرسید که شیطان تعقیب مایل به این کار باشد.
«شما باید بدونید که جنایتکار قوم اوترا در میان صفوف فرقه شما قرار داره. سلسله سلطنتی حاضره مبلغ هنگفتی بپردازه و وعده یک رابطه صلح آمیز طولانی مدت رو تا زمانی که این فرد به اونا تحویل داده بشه بده...»
درک هویت پشت جنایتکاری که او از آن صحبت کرده بود سخت نبود، بالاخره نوآ بسیار مشهور بود.
ترس!
لیدی ادنا تازه صحبتش را تمام کرده بود اما ناگهان احساس کرد که موج...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی

