تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 464
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۴۶۴: پرچم ها
- صاعقه مصیبت آسمانی؟!
نوآ با شنیدن جواب ارشد چیزی را فهمید.
نوآ قبل از هر گونه فرضی یک بار دیگر پرسید: «ارشد ایان، واقعاً در این مورد مطمئنید؟»
ارشد ایان بدون اینکه نگاهش را از سوراخ سقف تکان دهد سری تکان داد و اطلاعات بیشتری در مورد آن گفت: «ابرهای سیاهی که از خشم آسمان و زمین ساخته شدن، صاعقه عظیمی که مخصوصاً برای نابود کردن تهذیبگرانیه که هدفشون رسیدن به حکاکیات قهرمانیه. من اون صاعقه رو خیلی خوب به خاطر دارم.»
ارشد ایان یک تهذیبگر رده قهرمانی بود، به این معنی که او از مصیبت آسمان جان سالم به در برده تا به آن حکاکی برسد.
ارشد ایان در حالی که نگاهش را روی نوآ حرکت میداد پرسید: «تو که برای رسیدن به رتبه چهارم دانتیان تلاش نمیکردی، درسته؟»
او میدانست که نوآ موجودی عجیب و غریبیست، اما سطح دانتیان فعلیش را هم میدانست.
بالاخره او در جنگ استقلال مجمعالجزایر به عنوان یک تهذیبگر مرحله گازی جنگیده بود، امکان نداشت که نوآ در آن سالها به اوج مرحله جامد رسیده باشد.
همچنین، قبل از مصیبت زمین، سطح تهذیب او کاملاً در دایره اطلاعات بزرگان هایو قرار داشت، او به سادگی توانایی پنهان کردن چنین چیزی را نداشت.
بههمین دلیل بود که ارشد ایان کاملاً مطمئن بود که نوآ به مرحلهی مصیبت آسمان نزدیک نشده و صاعقه باید ناشی از چیز دیگری باشد.
نوآ بدون اینکه چیز زیادی را فاش کند پاسخ داد: «نه، من مشغول کاری بودم که ناگهان صاعقه بهم حمله کرد.»
نگاه بزرگ بعد از شنیدن آن سخنان بهْسمت بقایای برده رفت.
«من نمیدونم که اینجا چهکار میکردی، اما به نظر میرسه که آسمان و زمین کارت رو دوست نداشتن. پیشنهاد میکنم قبل از اینکه دیر بشه از ادامه دادن کارت دست نگه نداری یا حداقل اقدامات حیاتی رو انجا بدی چون دفعهی بعدی ممکنه این صاعقه خود تو رو هدف قرار بده.»
ارشد ایان بدون کاوش در امور نوآ او را نصیحت کرد.
هر تهذیبگری اسرار مخصوص به خودش را داشت، مخصوصاً شخصی مانند نوآ که به ط...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی


