تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 495
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۴۹۵: خصمانه
«متشکرم، پروفسور روی.»
بانو اث در حالی که به مرد کوتاه قدی که دستش را برای اجرای طلسم تکان داده بود خیره شد.
این حملهی ناگهانی توسط تنها یک طلسم متوقف شد و مشخصاً هیچ شانس و فرصتی برای رسیدن به نقطهای که تهذیبگران در آن حضور داشتند برایشان وجود نداشت.
پروفسور روی به تهذیبگری که یک داس در دست داشت گفت: «لرد دلبرت، خیلی خوب میشه اگر سرعتتون رو بیشتر کنید.» او مشخصا نمیخواست در نزدیکی گیاهانی که هر لحظه ممکنست حملهی دیگری ترتیب دهند بماند.
«گیاهها مثل باقی موجودات نیستن، برای کنترل کردن اونها به حرکات خیلیخیلی دقیقی نیازه و من حاضر نیستم ریسک خراب کردن چنین مواد گرانبهایی رو بهجون بخرم.»
با این حال، لرد دلبرت سرعت خود را تغییر نداد و به آرامی به جدا کردن شاخهها و تنههای درخت زرد و نقرهای ادامه داد.
روی خرخری کردی و نزدیک بانو اِث برای محافظت از روی باقی ماند. او اصلا حمله چنین گیاهانی برایش اهمیت نداشت ولی میدانست که اگر در سفرشان چنین جانوران با ارزشی را پیدا کنند، او نیز مطمئناً چنین رفتاری را از خود نشان داده و با تمام دقت کارش را انجام میداد پس تصمیم گرفت که به سادگی ساکت شده و به اطرافش دقت کند.
درختان زرد نقرهای یک گیاه جادویی گوشتخوار بودند، پس وقتی متوجه شدند که تنههایشان در حال ضربه دیدنست، شروع به دفاع از خود کرده بودند.
خیلی نگذشت که ریشههای بیشتری از زمین برخاسته و سعی کردند به تهذیبگر برسند، اما موج دیگری از شعلههای آتش زمینی را که از آن بیرون میآمدند سوزاند، آن گیاهان کاری برای دفاع از خود در برابر آن موجودات قدرتمند نمیتوانستند انجام دهند.
لرد دلبرت به گرفتن مواد و ذخیره آنها در حلقه فضایی خود ادامه داد، تا آن زمان بیش از پنجاه درخت از ریشههای خود جدا شده بودند.
در همان نقطه بود که زمین لرزه منطقه را فرا گرفت و شکافی ایجاد شد که جنگل را به دو قسمت تقسیم کرد.
لرد دلبرت قطع درختان را متوقف کرد و بر اعماق شکاف متمرکز شد، در همین لحظه درخششی نقرهای و کورکنن...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی



