تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 516
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۵۱۶
با ادامه اکتشافات نوآ، مراکز قدرتش پیوسته بهبود مییافت.
او اغلب با نشان رون کسیر تمرین میکرد و وقتی تصمیم میگرفت که به خودش استراحت بدهد ساعتها به برگهای که حاوی آن بود خیره میشد.
دانتیان او از محیط و الهام اخیرش در مورد قوانین عنصر تاریکی بهره مند شده بود. در واقع نوآ مجبور بود هر از چند گاهی سرعت جذب تکنیک تهذیبش را کاهش دهد تا به مرکز قدرتش استراحت بدهد.
او نمیتوانست از دارو برای حفظ سلامتیش استفاده کند، او معجون و قرصهای کمی داشت که روی یک دانتیان رتبه چهار جواب میداد و خوب میدانست که بهتر است آنها را برای موقعیت های ضروری نگه دارد.
مرکز قدرتی که بیشترین سود را از محیط جدید برد در واقع بدنش بود.
تراکم بالای نفس در هوا جریانی دائمی از مواد مغذی بهش میداد و نوآ هرگز کشتن و خوردن جانوران جادویی که سر راهش سبز میشدند را متوقف نمیکرد. این نوع رژیم غذایی چیزی نبود که بتواند در قاره قدیمی داشته باشد چون تعداد زیادی جانور جادویی رتبه چهار در یک مکان وجود نداشت.
دشت کنار دریاچه ای به دست جانوران جادویی اختاپوس مانند بود از خرگوش های آذرخش رتبه چهار پر شده بود.
نوآ اغلب مجبور میشد از راه هوا فرار کند چون خرگوش ها خیلی زیاد بودند. و هر بار که چندتای آنها را میکشت با تهدید محاصره شدن مواجه میشد.
خرگوش های آذرخش بدن قدرتمندی نداشتند اما از رعد و برق برای حمله استفاده میکردند و با انباشت جرقه در پاهایشان به طور موقت سرعتشان را افزایش دهند.
این ویژگیها آنها را به حریفان بسیار آزاردهنده تبدیل میکرد. به خصوص جمعیت زیادشان، نوآ میتوانست به راحتی چند صاعقه را تحمل کند ولی حتی اگر او هم صدها صاعقه میخورد جان به جان آفرین تقدیم میکرد.
با اینکه دشت چیز جالبی نداشت ولی نوآ...
کتابهای تصادفی

