تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 575
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۵۷۵. صلح
ترجمه ی نمودار طلسم انتقال سریع بالاخره کامل شده بود!
نوآ کاملاً طلسم را فهمیده و به زبان خودش ترجمه کرده بود، میتوان گفت که این طلسم اکنون متعلق به او بود.
با این حال، این تنها نیمی از روندی بود که نوآ در ذهن داشت.
طلسم انتقال سریع هنوز ناقص بود و برای نبرد نامناسب بود، نوآ باید برای اضافه کردن آن به انبار مهمات جنگی خود، بخشی از اثرات آن را اصلاح می کرد.
البته، این کار مستلزم زمان و آزمایش های زیادی بود، اما نوآ هیچ عجله ای نداشت.
او در واقع انتخاب کرده بود که پس از موفقیت اراده در سالن بماند، می خواست آن شب از نوشیدنی و مرور خاطرات لذت ببرد.
اما یک شب کافی به نظر نمی رسید، و هنوز در آن اتاق نوشیدنی بود، بنابراین نوآ تصمیم گرفت چند روز دیگر در آنجا بماند.
هیچکس در هایو وجود نداشت که بتواند او را مجبور به ترک کند، و او به آن لحظات نیاز داشت تا درک خود را با فردیت خود هماهنگ کند.
احساس می کرد انگار چیزی در درونش دوباره متولد شده بود.
با این حال، در کمال تعجب او، این جنبه ی انسانی او بود که از اتفاقات اخیر سود برده بود.
او بیشتر عمرش به عنوان یک ماشین عمل کرده بود و فقط روی هدفش تمرکز کرده بود، اما در جهان چیزهای خیلی بیشتری وجود داشت.
دیگر سمت و سویی در ذهنش وجود نداشت، فقط او بود، اما هنوز احساس میکرد که بخشی از وجودش به شدت تغییر کرده است.
دیگر تهذیب گران رده ی قهرمان وارد سالن میشدند و روی کاناپه های دیگر مینشستند تا لحظاتی از آرامش را تجربه کنند، آن مکان بین آنها مشهور به نظر میرسید.
- ممکنه گه گاهی دوباره بیام اینجا.
نوآ پس از تکان دادن سرش برای موجودات دیگری که آنجا بودند، در حالی که با پرواز از اتاق دور میشد، فکر کرد.
یادگیری لذت بردن از آرامش نیز به زمان نیاز دارد، نوآ حدس میزد که قبل از آن، اصلاحات اراده ها را به پایان می رساند.
با این حال، او هیچ عجله ای احساس نمی کرد.
سفر تهذیب طولانی و احتمالاً بی پایان بود و بیشتر...
کتابهای تصادفی
