تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 581
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۵۸۱. آسمان طبیعی
روز جلسه به سرعت نزدیک شد.
نوآ چند هفته قبل از تاریخ تعیین شده به تنهایی شروع به پرواز در امتداد ساحل غربی کرد.
او به سمت سرزمین بعد از کوه هایی که پر از جانوران جادویی از نوع مار بود هدایت شد، که اساساً در نیمه ی دیگر ساحل قرار داشت.
قوانین جلسه ی تبادل تا زمانی اجازه ی حضور همراهان را میداد که در مناطق قبل از مکان تعیین شده توقف می کردند.
با این حال، قلمروی هایو در حالت کنونی نسبتاً به آن منطقه نزدیک بود و تهذیب گران رده قهرمان مجمع الجزایر مرجانی بشدت مشغول امور خود بودند.
ارشد جولیا به سادگی نمی توانست همراهی را برای او فراهم کند.
هرچند، در عین حال او به نوآ چند وسیله ی محافظتی داد که او را تا زمانی که یکی از موجودات رتبه ۵ به کمک او بیایند زنده نگه می داشتند .
البته هیچ کس فکر نمی کرد که در جلسه اتفاقی بیفتد، حتی نوآ.
با این وجود، این عادت نوآ بود که همیشه برای همه چیز آماده باشد.
همچنین او در هفته های گذشته شروع به احساس حس عجیبی کرده بود، او احساس میکرد که گویی طوفانی در آستانه ی سقوط بر روی قطعه سرزمین های جاودانه است.
- غرایز اژدهام باعث این احساس میشن، اما به نظر نمیرسه منبع این احساس مناطق پیش رو باشه. انگار قراره یه بلای طبیعی توی قاره ی جدید هیاهو به پا کنه.
نوآ زمانی که قلمرو هایو را ترک کرد و وارد قلمرو کشور پاپرال شد، فکر کرد.
او تا حدودی میتوانست درک کند که این احساس از تهذیب گران سرچشمه نمی گیرد، اما یک فاجعه ی طبیعی به همان اندازه بعید به نظر میرسید.
- تنها موجوداتی که میتونن تو چنین مقیاس گسترده ای روی محیط زیست تاثیر بذارن باید تو مرکز قاره ی جدید زندگی کنن، اما موجودات رتبه ۶ اونجا هستن...
نوآ نمی توانست آن احساس را از ذهنش دور کند.
همچنین، او متوجه شده بود که حتی موجودات و گیاهان جادویی زیر او هم بنظر می رسید که در احساساتش با او شریک هستند.
خزه های زرد رنگ زیر او نسبت به ساحل، متراکم تر و در نواحی داخلی کمیاب تر به نظر میرسیدند.
حتی دریاچه ای که در آن جانوران جادویی از نوع اختاپوس زندگی می کردند و نوآ قبلاً از آنها عبور کرده بود، کاملاً تاریک بود، به این معنی که جانوران جادویی ساکن آنجا، اقدا...
کتابهای تصادفی


