تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 599
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۵۹۹ حملات ذهنی
گرسنگی یک جانور جادویی احساسی بود که بیشتر زندگی آن را به حرکت درمیآورد.
موجودات بالدار که پس از دستور رهبر در کیسههای خود باقی مانده بودند، بسیار ضعیفتر از آن بودند که به سطح زمین برسند.
همچنین، به دلیل ویژگیهای عجیب گونههایشان، نمیتوانستند از سایر نمونههای دسته تغذیه کنند، مگر اینکه رهبران اجازه دهند.
بنابراین، آنها مجبور شده بودند تمام آن مدت در حالت خفته خود باقی بمانند، و تنها زمانی بیدار میشدند که زمین بخشی از مواد مغذی موجود در بدن آنها را جذب میکرد.
با این حال، وقتی چیزی را دیدند که میتوانستند درست در مقابل چشمان خود بخورند، احساس گرسنگی آنها منفجر شد.
جانوران بالدار سعی میکردند از نیروهای ضعیف خود برای خارج شدن از حالت خفته و شکستن غشای اطراف خود استفاده کنند، غرغرهای کم در منطقه زیرزمینی طنین انداز شد.
البته اکثر آنها قدرت باقیماندهای در اندام خود نداشتند، حتی نمیتوانستند پنجههای خود را به سمت سطح داخلی کیسهها بگیرند.
با این حال، چند استثنا وجود داشت.
برخی از موجودات رتبه ۴ در اوج رتبههای بالا، قدرت کافی برای سوراخ کردن غشاها را داشتند، اما تنها زمانی میتوانستند به سمت پایین منطقه بیفتند که جایگاهشان شکسته باشد.
آنها حتی نمیتوانستند بالهای خود را باز کنند، چه برسد به پرواز و شکار دو تهذیبگر رده قهرمان.
هرچند این مورد برای جانوران رتبه ۵ صدق نمیکرد.
بدن آنها به اندازه کافی قوی نبود که بتواند به سطح پرواز کند، اما پس از سوراخ کردن کیسهها همچنان میتوانستند چند حمله انجام دهند.
نوآ ناگهان خطری که هوای اطرافش را پر کرده بود تحساس کرد، گویی ارتعاش ظریفی به جو هجوم آورده بود و به سمت او و جون میرسید.
- همانطور که انتظار میرفت، حملات ذهنی!
نوآ به سرعت هوشیاری خود را پس گرفت و هنر مخفی را فعال کرد تا برای موج شوک ورودی، آماده شود.
جون هم با امواج ذهنیاش همین کار را کرد.
نوآ درک خود را از جانوران بالدار با او در میان گذاشته بود، او بیش از حد آماده بود تا در برابر آن حمله دفاع کند.
البته، حتی نیروی مشترک آن حملات هم نمی...
کتابهای تصادفی
