تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 635
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۶۳۵ . اطلاعات
فرقه های شیطانی از کشور پاپرال فرار کرده بودند، بنابراین منطقی بود که فکر کنیم اکثر آنها خانه های جدیدی را در نزدیکی مرزهای آن بنا کرده بودند.
نوآ به سمت کشور افرانا پرواز کرد و شروع کرد به بازجویی از هر قبیله ای که پیدا می کرد.
کشور افرانا اولین کشور مستقل بعد از مه عرفانی بود، احتمال زیادی وجود داشت که یک فرقه ی شیطانی تبعیدی در گذشته تصمیم گرفته باشد خود را در آنجا مستقر کند.
قدرت قبایل ساکن در آن سرزمین کم بود، حتی قوی ترین قبایل آنها فقط یک تهذیبگر رده ی قهرمان در رتبه های خود داشتند.
کاری نمیشد کرد، امپراتوری و شورا صرفاً هر قبیله ای را که در آن شرایط اسفبار توانسته بود تهذیبگران رده ی قهرمان را به وجود بیاورد، استخدام می کردند.
از این گذشته، قبایل آنجا دائماً به عنوان سیاهی لشکر مورد استفاده قرار میگرفتند، تهذیبگرانی که میتوانستند از جنگ بین دو کشور بزرگ جان سالم به در ببرند و در عین حال قوی تر شوند، بسیار با ارزش بودند.
نوآ در آنجا نیازی به پرداخت پول به کسی نداشت، سطح تهذیب او و تهدید سازمان پشت سرش برای به دست آوردن تمام پاسخ هایی که نیاز داشت کافی بودند.
اطلاعات بدست آمده از قبایل، تکه تکه بود، حتی قبایل قدیمی تر در آنجا فقط معلوماتی داشتند که توسط حاکمان قبلی مناطق مرکزی به آنها منتقل شده بود.
گاهی نوآ مجبور بود مناطق مجاور را کاوش کند تا سرنخ های ایجاد شده توسط اطلاعات جمع آوری شده را دنبال کند.
نیازی به گفتن نبود که این فرایند مدتی طول کشید، نوآ مجبور شد در امتداد مرز کشور پاپرال به این سو و آن سو پرواز کند تا وقایعی که در هزار سال گذشته اتفاق افتاده بودند را کشف کند.
نوآ از کشور افرانا به مناطق خطری که آن کشور را احاطه کرده بودند پرواز کرد.
او مناطق خطر را کاوش کرد تا سپس به اردوگاه های امپراتوری برسد، جایی که او توسط تهذیبگران رده ی قهرمان دیگری که متعلق به محافظان بودند پذیرفته شد.
کمی اعتبار و بینش نیاز داشت، اما او در نهایت به درکی کلی از سرنوشت چهار فرقه ی شیطانی دست یافت.
- فرقه ی شیطان خونین و فرقه ی شیطان غارتگر تو گذشته قبایل قدرتمندی توی کشور افرانا بودن. به نظر میرسید که اون زم...
کتابهای تصادفی


