تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 677
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۶۷۷
«یک شکل زندگی جدید داخل مناطق مرکزی این قاره ظاهر شده. هر فرد سطح قهرمانی باید این موضوع رو اولویتش قرار بده!»
دستور ارشد جولیا همچنان در حوزهی ذهنی نوآ تکرار میشد و او رونهای شمشیر شکل را کنترل میکرد تا اندامهای حیاتی میمون عضلانی را سوراخ کند.
ناگفته نماند که این خبر او را نیز شگفت زده کرد.
نوآ در زمینهی جانوران جادویی متخصص بود، اما چیز زیادی درباره گیاهان جادویی نمیدانست.
اما میدانست که معمولاً دههها و یا بیشتر طول میکشد تا زمینی که اینگونه ویران شده است، بتواند از تولد دوبارهی اشکال زندگی حمایت کند.
البته، او بلافاصله این اتفاق غیرمنطقی را به ویژگیهای سرزمینهای جاودانه ربط داد.
- ما هنوز خیلی کم میدونیم. لعنتی!
نوآ در ذهنشاش فحش میداد و در همین حین به سمت میمون حمله ور شد.
طلسم آخرش مقدار زیادی از انرژی ذهنیاش را مصرف کرده بود و دانتیاناش نیز نفس زیادی نداشت.
اما دانتیان مایعاش هنوز پر بود و این یعنی قدرت جنگی واقعیاش تحت تأثیر قرار نگرفته بود.
- به من نگو که میخوان سر یک گل جنگ راه بندازن.
نوآ در حالی که بدن تکه تکه شدهی میمون را ذخیره میکرد، در درونش نگران بود.
او به دلیل دورگهاش بودنش میتوانست از نبردها سود ببرد، اما هایو آمادگی رویارویی با سه کشور بزرگ دیگر را نداشت.
- من فقط میتونم به سمت اونجا پرواز کنم و امیدوار باشم که وضعیت به نقطه بحرانی نرسه.
نوآ در حالی که فکر میکرد، از فعال کردن طلسم پوشش تاریک غافل نشد و سپس به سمت مناطق مرکزی قارهی جدید حرکت کرد.
مطمئناً تهذیبگرانی از کشورهای دیگر در آنجا خواهند بود، بنابراین، نوآ از همه روشهایش استفاده کرد تا برای موقعیتهای غیر منتظره آماده شود.
ارشد جولیا نیز به ارسال پیامهای ذهنی با محتوای موقعیت و مشخصات گیاه جادویی تازه متولد شده، ادامه داد.
گلهای سیاه در فواصل زمانی معینی رشد و پژمرده میشدند و تا زمانی که همه این خبر را دریافت کردند، ارشد لارل مرگ هفتتای آنها را از کریستالهایش دیده بود.
همچ...
کتابهای تصادفی
