تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 917
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۹۱۷. معنی
نوآ نمیدانست چرا ناگهان احساس کرد که میتواند آن جرقههای سیاه را ایجاد کند. شاید دوره او در داخل سازهی آسمانی بعد جداگانه یا تجربهاش با مصیبتها یا حتی ارتباطش با جون بود که بوی جرقه بهشت را به همراه داشت.
به محض دیدن ابرهای سیاه، درک کرد که چگونه میتواند عنصر رعد و برقی که درون مصیبت بود را بازسازی کند.
جرقههای سیاه، بین کف دستهای نوآ ایجاد و متراکم شدند تا صاعقهای ضخیم ایجاد کند که هرچند شکل آن عمدتا جامد بود، صداهای ترقه مانندی را منتشر میکرد.
در همین حال، صاعقه مصیبت که به سمت او میافتاد، برایش مزاحمت ایجاد میکرد.
نوآ آماده پذیرایی از حمله ابرهای سیاه بود که رعد و برقها را در حال سقوط در نقاط مختلف زمین خشک دید. انگار چیزی آنها را مجبور کرده بود که مسیرشان را تغییر دهند.
همین آشفتگی به ابرها هم رسید. نوآ دید که چگونه صدای ترق و تروق در داخل آنها شدیدتر شد و سطحشان میلرزید.
انگار جنگی در داخل مصیبت در جریان بود. اما، نوآ نمیتوانست شخص دیگری را در صحنه حس کند، و حتی هوشیاری افزایش یافتهاش نیز نمیتوانست چیزی را تشخیص دهد.
هاله مصیبت در آن مبارزه شروع به تغییر کرد. قبلاً فقط یک حس ناب نابودی را منتشر کرده بود، اما حالا معنای عمیق تری در ابرهای سیاه ظاهر شده بود.
طوفان رعد و برق به آرامی از مجازاتی که توسط بهشت فرستاده شده بود تا موجودی سرکش را نابود کند، به یک محاکمه عادلانه که دارای پاداش بود تغییر میکرد. در حال تبدیل شدن به همان مصیبتی بود که برای موجوداتی در نظر گرفته میشد که در حال قدم گذاشتن در سطح بالاتری از هستی بودند.
- کی داره این کارو میکنه؟
نوآ با دیدن آن منظره به این موضوع فکر کرد. آن اتفاق عجیب، تسخیر اراده بهشت و زمین و تغییر ترکیب مصیبت بود.
نوآ اکنون از نابود کردن ابرها سود میبرد. دیگر بحث زنده ماندن نبود.
نوآ قبل از شروع دوباره طوفان رعد و برق فکر کرد
- کار دنیاست؟
و احساس کرد مجبور است در برابر حملاتی که در حال آمدن بودند دفاع کند.
نوآ دوجین رعد و برق را دید...
کتابهای تصادفی


