تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 963
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۹۶۳ ۹۶۳. جهان
شعله به شدت در کف دست نوآ میلرزید. ویرانی از خود منتشر میکرد و میخواست بر کل جهان و سوختی که آن را ایجاد میکرد تأثیر بگذارد.
البته نوآ آثار مخرب آن را مهار میکرد و فقط اجازه میداد هوای اطراف خود را تحت تأثیر قرار دهد. آن شعله، کپی از فردیت شیطان ویرانگر بود، پس نباید با هالهاش انرژی اولیهای ایجاد میکرد. اما این واقعیت که ماده تاریک تکاملی از تاریکی نوآ بود باعث شد انرژی اولیه ظاهر شود.
با این حال، خروجی انرژی اولیه کمتر از سایر تواناییهای او بود. آتش با صاعقهاش فرق داشت. تخریبش حتی بر روی انرژی اولیهای که ایجاد میکرد گسترش یافت و از مقدار آن در هوا کاست.
نوآ فکر کرد:
-چه قدر دردسرساز.
همان لحظه جرقه کوچکی در کنار شعله ظاهر شد. دیدن سازهی وجود شیطان ویرانگر از نزدیک، درمورد اینکه چرا فرد قدرتمند اینقدر زحمت کشیده تا به رتبه ششم برسد، به او ایدهای داد.
نوآ از استخر خاندان الباس چیزی نمیدانست، بنابراین اولین حدسش این بود که شیطان ویرانگر برای غلبه بر نقص طبیعی فردیت خود به زمان زیادی نیاز داشت. شعلههای آتش او قدرتی داشت که با هیچ شکلی از زندگی همراه نمیشد، و نابودیاش خالصتر از آن بود که به کسی تعلق داشته باشد که به دنبال رشد کردن بود.
در فردیت نوآ ویرانی وجود داشت، اما آن جنبه از وجودش، از خطای آسمان و زمین و بخش موجودیت جادوییاش سرچشمه میگرفت. این چیزی نبود که بتواند به او آسیب برساند. انرژی اولیهای که ایجاد میکرد ماده مغذی اصلی بدن او بود!
در عوض، فردیت شیطان ویرانگر تنها میتوانست به یک نتیجه برسد. فقط میتوانست همه چیز را بسوزاند.
جرقه سیاه بزرگتر شد و شروع به برخورد با شعله کرد. در کمال تعجب، این دو عنصر به یکدیگر حمله نکردند. در عوض، شروع به مبادله بخشی از ماده تاریکی کردند و ظاهرشان به گونهای تغییر کرد که انگار میخواستند با هم ترکیب شوند.
ایدههای بیشماری در ذهن نوآ موج میزد. انتظار داشت که این دو عنصر به دلیل شخصیتهای متضادشان، یکدیگر را نابود کنند، اما به نظر میرسید که آنها جذب یکدیگر شده بودند. حتی ساختارشان در برخی نقاط شروع به ادغام کردند!
شعله و جرقه توانستند تنها بخش کوچکی از ماده تاریک خو...
کتابهای تصادفی



