تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1042
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1042. هومنس
شیطان پرنده از فردیت خود برای این استفاده کرد که موجود را برای چند لحظه متوقف کند و شیطان رویابین از آن فرصت برای تأثیرگذاری بر ذهن و طولانی کردن وضعیت بیدفاع آن به کار برد.
دریای هوشیاری دورگه تنها در رتبه چهارم قرار داشت، بنابراین شیاطین هیچ مشکلی در تأثیرگذاری بر افکار آن نداشتند. شیطان رویابین میتوانست حریف خود را بیدفاع کند و بدون به خطر انداختن جانشان حملاتی را انجام دهد.
از بین بردن سرها برای آنها آسان نبود. حملات آنها با قدرتی در ابتدای رتبه ششم هم مرز بود، اما قدرت نوآ را نداشتند. با این وجود، امواج ذهنی شیطان رویابین بر بافتهای آنها تأثیر میگذاشت و آنها را ضعیفتر میکرد.
نبردشان سرعت آهستهای داشت و بستگی به سرعت بازیابی مار، چرخه دائمی از حملات و عقبنشینیها بود. آنها به اندازه نوآ چشمگیر نبودند، اما پس از سقوط چهار سر، هیچ آسیبی ندیده بودند.
غرایز بقای مار در آن لحظه کنترل بدنش را به دست گرفت و بهخاطر شدت آن، موقتاً اراده شیطان رویابین را دفع کرد و به او اجازه داد آزادی خود را دوباره به دست آورد.
شیاطین آن نتیجه را پیشبینی کرده بودند. هاله شیطان پرنده اوج گرفت و گلهای سفید از زخمها و سرهای مرده موجود رشد کرد. گلها یک لایه ضخیم از یخ را پخش کردند که بدن دورگه را میپوشاند و یک بار دیگر جلوی حرکات آن را گرفتند.
مار غرش کرد، اما امواج ذهنی شیطان رویابین قبلاً حمله خود را از سر گرفته بود. زمانی که افکار موجود بر عملکرد صحیح ذهنش تأثیر گذاشت، خوابآلود شد و شیطان پرنده از این فرصت برای منفجر کردن گلهایش استفاده کرد.
یخ ایجاد شده نیز منفجر شد و جراحات موجود را گسترش داد. زمانی که شیطان رویابین به تضعیف بافت پوست موجود ادامه داد، زخمهای جدیدی ایجاد شد و سر دیگری بیجان روی بستر دریا افتاد.
اکنون فقط دو سر باقی مانده بود و مار هنوز نتوانسته بود ضربهای به دو شیطان وارد کند.
نوآ در حالی که منتظر پایان نبرد آنها بود، با خود گفت:
- همونطور که از اونا انتظار میرفت.
شیاطین هماهنگی کاملی داشتند و میتوانستند با زنجیر کردن تواناییهای مختلف در یک ردیف، قدرت خود را چند برابر کنند.
ع...
کتابهای تصادفی
