تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1045
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1045. آموزش
نوآ با تمام سرعت در سراسر قاره پرواز کرد. تنها شکاف ابعادی در نظرش بود و هدفش رسیدن به آن؛ قبل از اینکه گلولهها به خط دفاعی شهر نفوذ کنند بود.
به گفته لوک، شورش از قبل شروع شده بود، به این معنی که دورگهها به سمت شهر میرفتند. هفت موجود در رتبه ششم و هزاران موجود ضعیفتر از اعماق دریا دوباره بیرون آمده و دقیقاً در آن لحظه به سمت قاره حرکت میکردند.
نوآ چند هفته برای بازگشت به صنف (انجمن) شکارچیان از دست داده بود، اما مهاجمان ماهها برای شکستن اقدامات دفاعی نیاز داشتند. تنها متغیر این بود که در وهله اول چقدر به خشکی نزدیک بودند.
نوآ حتی با وجود بدن قویاش، برای رسیدن به تونل بُعدی به بیشتر از دو ماه زمان نیاز داشت. او اگر تکنیک حرکتی خود را داشت، کمتر مصرف میکرد، اما هنوز مدت طولانی را روی بهبود جادوها و هنرهای رزمی خود صرف نکرده بود.
همه چیز خیلی سریع بعد از بیرون آمدن او از کریسالیس اتفاق افتاده بود و مشکلات روی هم انباشته شده بود و فرصتی برای او باقی نگذاشته بود که روی تطبیق قدرت جنگی خود با قدرت جدیدش تمرکز کند. با این حال نوآ سفری طولانی در پیش داشت و میتوانست از آن زمان برای پیشرفت استفاده کند.
ستاره تاریکی که در قفسه سینهاش بود، با سرعت بیشتری شروع به چرخیدن کرد، انگار که قصدش را میدانست. افکار او تبدیل به غرایزی شد که ذهنش خیلی سریعتر از حد معمول آنها را پردازش میکرد. سپس، نور تکنیک قضاوت الهی بر دریای درون حوزهاش تابید و سرعت تفکر او را بیش از پیش افزایش داد.
نوآ نمیتوانست آنچه که وقتی بدن و تکنیک الهی او برای بهبود تواناییهای ذهنش با هم کار میکردند، حس میکند را با کلمات بیان کند. جهان در چشمان او رنگ عوض کرد و او شروع به دیدن مجموعهای از قوانین به جای ماده کرد.
با این حال، نوآ نمیخواست آگاهی خود را به طور کلی افزایش دهد. تمام ذهن او شروع به تمرکز بر نسخه اصلاح شده طلسم ادغام کرد و ساختار آن را بررسی کرد تا به دنبال بهبودهای احتمالی باشد.
سرعت تفکری که بدن او میتوانست به خودی خود به آن برسد، باورنکردنی بود، اما هیچ چیز نمیتوا...
کتابهای تصادفی
