تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1146
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1146 1146. سیاهی
نوآ در حالی که ستاره تاریک او به سیاهچاله تبدیل میشد قوانین خام را جمع آوری و جذب کرده بود، اما پدرسالارش را فراموش نکرد.
برای مقابله با پادشاه الباس به سلاحی قدرتمند نیاز بود و تنها کسی که چنین سلاحی داشت، شیطان تعقیبگر بود. از دست دادن او به معنای مرگ همه متخصصان در منطقه بود، پس باید به هر قیمتی زنده میماند.
بنابراین نوآ چند قانون خام را برای او ذخیره کرده بود. نوآ نمیدانست که شیطان تعقیبگر تا چقدر تحلیل رفته بود اما منابعی که با خود آورده بود، سطح شیطان تعقیبگر را تا اوج مرحله گازی بالا میبرد.
فردیت او برای آن سطح از قدرت آماده بود، اما قوانین خام علاوه بر آن توانستند انرژی لازم برای رشد دانتیان او را هم فراهم کنند و این شانس وجود داشت که مراکز قدرت شیطان تعقیبگر نیز اصلاح شود.
شیطان تعقیبگر و تایتان در آخرین مبادله با پادشاه الباس دست راست خود را از دست دادند.
و همینطور با وضعیت نامساعدش برای نجات نوآ، به دنبالش میرفت و در طی آن حالش بدتر میشد.
او در آستانه فرو ریزش بود، بنابراین هدیه نوآ برای شیطان تعقیبگر مانند نوشدارو (دارویی که به بیمار در حال مرگ میدن تا به بهبودی کامل برسه) بود.
شیطان تعقیبگر بعد از اینکه از تایتان پایین آمد، روی کوه نشست و گفت: «این چه تکنیکیه؟»
بدن رنجور شیطان تعقیبگر خالی از انرژی بود و برای پر کردن آن، قوانین خام به سمت بدن رنجور او جمع شدند تا با مراکز قدرتش ترکیب شوند.
نوآ بدون اینکه چیزی را پنهان کند، پاسخ داد: «این دنیای منه.»
پاسخ نوآ برای شیطان تعقیبگر گنگ بود و نمیتوانست به تنهایی عمق تکنیکش را توضیح دهد.
شیطان تعقیبگر که اندکی از رنگ پوستش برگشته بود، گفت: «اینجا یکم تاریکه.»
زخم روی بازویش بهبود یافت و وقتی متوجه شد که جانشینش چقدر قدرتمند شده، نتوانست لبخندی نشان ندهد.
نوآ پاسخ داد: «سلیقه منم اینجوریه.»
سپس شیطان تعقیبگر را به حال خود رها کرد تا او به فرایند جذب قوانین ادامه دهد، او باید به سایر متخصصان در مورد برنامه خود هشدار میداد.
پادشاه الباس در درون ابرهای تاریک، انواع مختلفی از حملات را آزمایش کرد و به پاسخی که میخواست نزدیک میشد. هیچ کدام از شعلههای طلایی او نتوانست بیش از یک لحظه به پرواز در بیاید، اما به آرامی فهمید که چه چیزی آنها را عقب نگه داشته.
نوآ در فاصله نه چندان دوری از او ظاهر شد و اسنور هم با افتخار پشت سرش ایستاد.
متخصصان دیگر نیز همین کار را انجام دادند و طلسمهایشان را برای دیگر مناطق میدان نبرد آماده کردند.
پادشاه الباس به مایع سیاهی که نوآ ناخواسته ایجاد کرده بود نزدیک نبو...
کتابهای تصادفی


