تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1148
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1148 1148. بها
بدن تایتان توسط شعلههای طلایی میسوخت و به آرامی ناپدید میشد.
پادشاه الباس به یک دستاورد خارقالعاده دست یافته بود؛ در درجه قهرمان توانسته بود یک آیتم الهی نابود کند. با این حال این شیطان تعقیبگر بود که در مورد نابود کردن حرف آخر را میزد.
در آخر شعلهها پراکنده شدند و خاکسترش در دنیای تاریک پخش شد.
خلاء در جلوی چشمان همگی آشکار شد؛ کاملا دست نخورده، بدون هیچ شکافی.
دنیای تاریک نوآ یک دنیای واقعی بود؛ دارای ساختار، اما جدا از دنیای اصلی.
جدا از همه اینها، حالا شکاف بسته شده بود و شاه الباس نتوانسته بود از ماده سیاه عبور کند.
ارشد جولیا با نگاهی به شیطان پرنده فریاد زد: «عجله کن، خاکسترش رو فریز کن، ممکنه که بتونیم برشگردونیم.»
این جمله ارشد جولیا هیچ اشارهای به دسترسی هایو به ساختار زندگی دوباره نداشت، اما باعث نشد که متخصصان دیگر سازمانها با نگاهی مشکوک به او نگاه نکنند.
اعضای هایو هیچ جوابی ندادند، حتی دست چپ یزدان هم سرش را پایین انداخت تا هیچ سر نخی در مورد همکاری مخفیانهشان نداده باشد.
با این حال وقتی که ارشد جولیا دید که شیطان پرنده هیچ کاری نمیکند، فهمید که این کار شدنی نیست.
عکسالعمل شیطان پرنده، ارشد جولیا را مجبور کرد که وضعیت را در ذهنش دوباره مرور کند و در آخر به همان نتیجهای که همراهانش رسیده بودند، رسید.
در اینجا، واقعیت جداگانه؛ قوانین به نحوه دیگری کار میکردند و ساختار زندگی دوباره نیاز داشت وقتی تهذیب کننده میمرد با او ارتباط برقرار کند، تا فعال شود.
و حالا به شکلی شیطان تعقیبگر به خاکستر تبدیل شده که بخشی از آگاهیاش را با تایتان ترکیب کرده بود.
جدا از این، سفر به سطح به صورت عادی سالها طول میکشید و حالا که راهنمای خود را از دست داده بودند، وضعیت بدتر شده بود.
و این مدت برای برقراری هر گونه ارتباطی کافی بود، مگر آنکه کسی به روشهای خاص دسترسی داشت.
ولی مشکلی وجود داشت، شیطان تعقیبگر کل وجودش را به عنوان سوخت قابلیتهای تایتان مصرف کرده بود، گذشته از این؛ حتی با فعال نگه داشتن ارتباط تا رسیدن به زمین هم، هیچ تهذیب کنندهای برای زنده کردن او پیدا نمیکردند.
او رفته بود و هیچ کاری از دست همراهانش ساخته نبود.
شیطان رویابین و شیطان پرن...
کتابهای تصادفی


