فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1177

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1177 1177. تکنیک 𝘣𝑒𝑑𝘯𝘰𝘷𝑒𝘭𝑜𝘳 پادشاه الباس در حالی که لبخندش با دیدن خدای میمون گشاد می‌شد، گفت: «حتما آخرین بار به ذهنت آسیب رسوندم. خاطراتت باید خاموش باشه. من قبلاً تو رو شکست دادم.»

خدای میمون در فاصله‌ی معینی از رهبر سلطنتی‌ها توقف کرد. آن موجود جرات نداشت وارد محدوده شعله‌های او شود.

دنیای اطراف آن‌ها یک آشفتگی سوخته بود که با شکاف‌ها و سوراخ‌ها پوشیده شده بود. تبادلات مداوم بین شاه الباس و نیروهای دفاعی، هر منطقه‌ای را که او به آن پا گداشته بود، ویران کرده بود.

قدرت پادشاه الباس برای هر کسی که شاهد نبرد بود واضح بود، اما خدای میمون وقتی با او روبرو شد هیچ ترسی از خود نشان نداد. بسیاری از انسان‌ها نمی‌توانستند احساسات منعکس شده از صورت او را ببینند، اما نوآ می‌توانست عزم آن را مشاهده کند‌.

میمون برای خودش نمی‌جنگید، و کوچک‌ترین اهمیتی به سازمان‌ها نمی‌داد. عزم راسخ آن از تمایلش برای فراهم کردن آینده‌ای برای گونه‌هایش ناشی می‌شد.

تاریخچه گونه کسیر پر از خشونت و مرگ فراوان بود، اما خدای میمون اکنون فرصتی برای پایان دادن به این روند داشت. با هایو به‌عنوان پشتوانه، گونه‌های آن می‌توانستند به دور از ظلم‌هایی که همیشه همراهشان بوده، شکوفا شوند.

خدای میمون در حالی که جهان به این موجود چشم دوخته بود اعلام کرد: «جانوران جادویی از نظر قدرت اراده کمتر از انسان‌ها نیستند. ما متمرکزتر، قوی‌تر و پاک‌تر هستیم. بهشت و زمین محدودیت‌هایی را برای همنوعان ما قائل شده‌اند، اما ما مانند دیگران برای همان آسمان تلاش می‌کنیم.»

هیولا آن کلمات را به زبان آورد تا تمام دنیا بتوانند آن‌ها را بشنوند. بسیاری نمی‌توانستند دلایل پشت آن حرکات را بفهمند، اما نوآ می‌توانست معنای عمیق‌تری را که این سخنرانی داشت احساس کند.

خدای میمون آماده بود بمیرد تا طرف معامله را حفظ کند، اما می‌خواست مطمئن شود که جهان بشری از چشم انداز فکری‌اش مطلع است. پس از این همه از دست دادن، این موجود فقط خواستار تصدیق دشمنان منفور خود بود.

می‌خواست باور خود را به جهان بشریت بیان کند. جانوران جادویی درجه دوم نبودند. آن‌ها فقط بدشانس بودند که فقط یک مرکز قدرت داشتند.

پادشاه الباس پس از پایان سخنرانی میمون گفت: «حرف‌های تو چیزی جز شکایت‌های تو خالی نیست. دنیا به شما اهمیتی نمیده. از گونه‌اتون برای توجیح ضعفتون استفاده نکنید.» خدای میمون پاسخ داد: «گفتن این حرف وقتی...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی