تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1326
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1326 1326. حراج
نگهبان مرحله گازی وقتی دید که نوآ تکههایی از پوست متعلق به یک جانور جادویی آسمانی را از سینهاش بیرون میآورد، نفس بریدهای کشید. با این حال، به سرعت برای حفظ آرامش سالن حکاکی دهانش را پوشاند.
تشخیص اینکه نوآ موجودی بود که تازه به سرزمین جاودانه صعود کرده، سخت نبود. لباس و رفتارش باعث نمیشد که مثل شهروند سرزمینهای جاودانه دیده شود.
نگاهش کنجکاوی او را نسبت به همه چیز در شهر واگونا نشان میداد و لباسهایش در آن دنیا، پارچههای کهنهای بیش نبودند. حتی تهذیبگران قهرمانی لباسهایی ساخته شده از آیتمهای آسمانی میپوشیدند. فقط یک تازه وارد بود که میتوانست فاقد این ویژگی مشترک باشد.
با این حال، این واقعیت که نوآ یک آیتم ذخیره داشت، نظر نگهبان را در مورد او تغییر داد. ناگهان در مورد آن تهذیبگر تازه صعود کرده کنجکاو شد.
نگهبانان تالارهای حکاکی میتوانستند استادان را در حال اجرا تماشا کنند، اما نمیتوانستند از محدودیتهای سد فرار کنند. کارشناسان حوزه حکاکی باید در آن سازهها احساس امنیت میکردند، بنابراین هیچکس نمیتوانست روشهای آنها را در حین اجرا حفظ کند.
صدای باستانی و آرامش استاد حکاکی مو سفید باعث شد نوآ در آن مکان احساس امنیت کند. او میتوانست به طور کامل روی روش خود تمرکز و برای ایجاد یک آیتم پایدار تلاش کند.
ماده تاریک از سینه نوآ خارج شد و در پوست جانور جادویی در دستان او نفوذ کرد. انرژی بالاتر از دستورات نوآ پیروی کرد و مواد را مطابق با نیازهای او شکل داد. آن انبوه بافتها به سرعت به حوزهای تبدیل شدند که شروع به جذب تاریکی او کرد.
نوآ اجازه داد تا ناپایداری ناقص تاریکی را جمع کند تا زمانی که ناپایدار شود. آیتم نزدیک بود منفجر شود، اما نوآ به سرعت آن را در واقعیت خارجی خود ذخیره و از ماده تاریک استفاده کرد تا آن را قرنطینه کند.
هیچکس در آن منطقه چیزی نشنید، اما توانستند ببینند که چگونه پس از انفجار ناپایداری، دود خاکستری از دهان نوآ خارج شد. محدودیتهای سد به آنها اجازه نمیداد بفهمند که آیا این بخشی از روش حکاکی او است یا نه. با این حال، نسبت به آن تخصص ویژه احساس نگرانی کردند.
نوآ در حالی که دوباره تمرکز میکرد فکر کرد:
- اراده من خیلی کم عمقه. این مواد بیش از حد ارتجاعیان. باید رویکردم رو تغییر بدم.
ماده تاریک از سینه نوآ جاری شد و نسخه کوچکی از دنیای تاریک را بین کف دستان او ایجاد کر...
کتابهای تصادفی


