تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1405
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قدرت
شمشیر شیطانی در حالی که نوآ آن را در دست داشت میلرزید. این اتفاق از تجمع ماده تاریکی در ساختار آن به وجود نیامد. این شکلی بود که نوآ اضافه کرده بود تا یک وظیفه فعال به انرژی بالاتر شمشیر بدهد.
هنرهای رزمی برای مصرف «نفس» و استفاده از آن برای ایجاد جلوههای قویتر به فرمهایی نیاز داشت و انرژی بالاتر نیز چنین بود. نوآ از پرتو تاریکی اسنور دیده بود که چگونه ماده تاریکی در شکل خشن خود به بالاترین پتانسیل مخربش میرسد، بنابراین حرکتی را ایجاد کرد که اثرات توانایی ذاتی آن را تقلید کند.
این کار برای نوآ آسان بود. او خود پرتو تاریکی اسنور را اختراع کرده بود. انتقال حرکات اندامهای آن کار سختی نبود. مشکلات زمانی شروع میشد که ماده تاریکی اثرات تاریکی او را کاهش داد.
با این حال، نوآ در این سالها منتظر بود تا نایت بیدار شود و حرکت جدیدش را بیازماید. چنین هنر رزمی در آزمایش عالی شده بود.
وقتی نوآ شمشیر خود را به جلو هل داد، تیزیش شدت گرفت و پرتو تیرهای از حمله بیرون آمد. این تکنیک همان انرژی خشونت آمیزی را داشت که اسنور میتوانست ایجاد کند، اما آن را به شکل منظمتری آزاد میکرد.
به نظر میرسید که متناقض باشد. ماده تاریکی خشن همان چیزی بود که پرتو تاریکی را تهدیدکنندهتر میکرد. با این حال، نوآ در طول اجرای تکنیک خود بر این ویژگی تأثیری نگذاشت.
پرتو تیره به دلیل تیزی که با آن پرواز میکرد منظمتر ظاهر میشد. نوآ راهی برای متراکم کردن آن از طریق تاریکی و قدرت بدنی خود پیدا کرد، بنابراین حمله تمام قدرت توانایی ذاتی اسنور را به پرش نمادینش اضافه کرد.
حمله به گالم در مرکز قفسه سینهی آن اصابت کرد و پوست فلزی آبی تیرهاش را حفر کرد و به قسمتهای عمیقتر بدنش رسید. در حین برخورد، عروسک نیروی عظیمی را حس کرد که آن را عقب میراند و تعادلش را به هم میریخت.
پرتو آنقدر متراکم بود که گالم قبل از اینکه روی پشتش بیفتد به سمت عقب خم شد. این موجود در تلاشی مذبوحانه دستانش را تکان داد تا موقعیت خود را صاف کند، اما بدن درهم و برهمش اجازه نمیداد بتواند بایستد.
دا...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی
