تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1413
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1413: منطقه مخفی
فرگی وقتی دو دورگهی پشت سر نوآ را دید گفت: «انتظار این رو نداشتم.»
این سه نفر برای درک بهتر وضعیت شهر سیلکپوست با فرگی ملاقات کرده بودند. نوآ حتی مجبور شد هسته بیضی شکل داخل جاسوس خود را دوباره پر کند تا شمشیر های سایه را فعال نگه دارد.
در حالی که نوآ در درون او انرژی میریخت فرگی شکایت نکرد. او موقعیت خود را به عنوان جاسوس پذیرفته بود و سطح تهذیب او نیز در آن دوره افزایش یافته بود.
او هنوز در مرحله گازی بود، اما نزدیک بود به شکستن سطح نزدیک شود. دیدن جاهطلبی نوآ باعث شد که قدرت او خیلی سریعتر از حد معمول رشد کند.
نوآ بدون توجه به تعجب جاسوسش پرسید: « میتونیم بدون هشیار کردن شهر کریستال نسبت به ورودمون وارد مزایده ها شیم؟»
فرگی در حالی که سرش را تکان می داد گفت: «این غیرممکنه. با این حال، تا زمانی که طبق قوانین پیش برین، نباید هیچ اتفاق مهمی بیفته. در تئوری، این مزایده غیرقانونی هستش. حاکمان شهر سیلکپوست فقط بخاطر تهاجم دارن نادیده میگیرنش، اما اگه مشکلی ایجاد کنین مداخله میکنن.»
نوآ با شنیدن این کلمات نگاهی به دو نفر پشت سرش انداخت. آهی ناتوان از دهانش خارج شد و به این فکر میکرد که چقدر همه چیز میتواند بد پیش برود. با این حال، او میدانست که چقدر بیهوده است که از آنها بخواهد بروند.
فرگی ادامه داد: «خیلی از چهره های مشهور تو مزایده ظاهر میشن. من پیشنهاد میکنم که خیلی جلب توجه نکنین و روی پیشنهاد قیمت خودتون تمرکز کنین. اگه هم میخواین از هر گونه مشکل و دردسر جلوگیری کنین، ممکنه ارزشش رو داشته باشه که تو اتاق های شخصی شرکت کنین.»
نوآ به فرگی اجازه داد هر آنچه را که در مورد مزایده ها میدانست توضیح دهد. این رویداد در یک منطقه مخفی در زیر شهر سیلکپوست رخ میداد و تنها سازمان های بزرگ میتوانستند بدون هیچ گونه وابستگی برای افراد مورد نظرشون اجازهی ورود بگیرند.
گرفتن آن مجوز کار سختی نبود. پرداخت هزینه گزاف به یکی از سازمان های مختلف برای ورود به منطقه مخفی کافی بود، اما این به تنهایی امکان دسترسی به بهترین مزایده ها را فراهم نمیکرد.
سازمان ها میخواستند بهترین منابع را برای خود نگه دارند. بهترین راه برای انجام این کار محدود کردن دسترسی به مزایده هایی بود که دارای مواد و تکنیک های ارزشمند بودند.
تهذیبگران بدون وابست...
کتابهای تصادفی

