فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1526

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۱۵۲۶: بشنو

اژدها می‌توانست زره شیطانی را از بین ببرد و با حملاتی ساده به بدن نوآ آسیب برساند. در عوض نوآ مجبور بود مراقب تک تک حرکاتش باشد تا بتواند کوچک‌ترین آسیبی بزند.

حالا که نیروی کشش شدیدتر شده بود، کل محیط اطراف اژدها بر تکنیک‌های نوآ تأثیر می‌گذاشت. وقتی به آن نقاط نزدیک می‌شد، حتی ساختار شیطانی‌اش هم شروع به ذوب شدن می‌کرد.

نوآ قبل از این‌که کنار اژدها تله پورت کند با خودش گفت:‌«کاش وقت داشتم تیکه تیکه‌اش کنم.»

با شمشیرهایش ضربه‌ای به روبرویش وارد کرد و زخم عمیقی روی پوست اژدها ایجاد شد. اژدها به سمتش چرخید و او دوباره نتوانست تله‌پورت را فعال کند.

اژدها پایش را به سینه‌ی نوآ کوبید. قدرت بالای ضربه نوآ را به طرفی پرتاب، و او را مجبور کرد تا دوباره شعله‌هایش را فعال کند.

نوآ به حالت عادی برگشت و با خود فکر کرد:«نمی‌تونم این‌جوری بجنگم.»

اژدها بیشتر اوقات در حال حرکت بود، بنابراین نوآ همیشه این شانس را داشت که چیزی را بسوزاند. اژدها بیشتر از او آسیب دیده بود، اما این موضوع برتری‌ای موقتی بود.

نوآ مجبور بود برای مبارزه با اژدها از جاه طلبی‌اش استفاده کند. باید هر بار که حمله می‌کرد یا می‌دوید قانونش درون تکنیک‌هایش جریان یافته و فعال می‌ماند تا مراکز قدرتش در اوج رتبه‌ی هفتم بمانند.

نوآ نمی‌توانست آن قدرت را برای مدت طولانی‌ای حفظ کند. هر بار که تکنیک‌هایش از مرزهای رتبه‌ی هفتم عبور می‌کرد، حجم عظیمی از تاریکی‌اش تخلیه می‌شد.

نوآ در ذهنش این‌گونه نتیجه‌گیری کرد:«قبل از این‌که این موجود احساس خستگی کنه از تاریکی بیرون می‌آم.»

فولِری همیشه در نبردهایی که دشمنان آزار دهنده‌ای داشت به کمک نوآ می‌آمد. نوآ بیشتر اوقات مجبور می‌شد به او اجازه دهد تا مبارزاتش را به پایان برساند، زیرا جاه طلبی‌اش در نقطه‌ای تمام می‌شد.

با این حال، فولِری مشغول مبارزه با دیگر اژدهایان رتبه هشتم بود. نوآ باید به تنهایی آن نبرد را کنترل می‌کرد، ولی در آن لحظه وضعیت بسیار بدی داشت.

نوآ از طریق ارتباط ذهنی شروع به حرف زدن کرد:«اسنور، نایت. وقتشه که اون تکنیک رو امتحان کنیم.»

نایت پرسید:«می‌تونی از پسش بر بیای؟»

نوآ پاسخ داد:«به زودی متوجه می‌شیم.»

سپس چشمانش را بست تا روی قانونش تمرکز کند.

اسنور و نایت در کنارش ظاهر شدند و با هاله‌ی او ترکیب شدند. بافت‌های‌شان تحت تاثیر این قدرت متراکم...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی