فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1630

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
فصل 1630: سریع نوآ هم¬زمان با راه‌اندازی کارگاهش و خلق چندین موجود رتبه هشتم، رو به پادشاه کرد و فریاد کشید: «الباس وقتشه که شیطان الهی رو مهار کنیم.» پادشاه الباس سرش را تکان داد و به سمت شیطان الهی فریاد کشید: «من هیچ¬وقت پایین¬تر از تو نبودم.» سپس دستانش را با سرعتی باورنکردنی چرخاند و یک حکّاکی ساخت. ویلفرد با دیدن این صحنه رو به نوآ کرد و پرسید: «من چی¬کار می¬تونم انجام بدم؟» او چیز زیادی در مورد کتیبه¬ها نمی¬دانست و قدرتش هم آنطور نبود که بتواند حریفانش را مهار کند؛ به¬طور خلاصه ویلفرد موجودی عجیب‌و‌غریب، بی¬رحم، اما قدرتمند و سرشار از انرژی بود. نوآ دستور داد: «انرژیش رو از بدنش دور نگه¬دار. به¬هیچ¬وجه نباید بذاریم بدنش انرژی دریافت کنه، وگرنه اوضاع از اینی که هست هم بدتر میشه.» ویلفرد به سمت پایین رفت و همراهان نوآ هم به دنبالش رفتند. آنها به همراه ویلفرد تلاش می¬کردند، انرژی جهان را کنترل کنند و مانع رسیدن آن به شیطان الهی شوند. در طرف دیگر، نوآ و پادشاه الباس وظیفه مهار و مهروموم کردن شیطان الهی را بر عهده داشتند. نوآ فریاد زد: «تعلل نکنین.» سپس شمشیر شیطانی و ریشه¬های سیاه در دستان او ظاهر شد. ماده¬تاریک از پیکر او جاری شد و یک زره اژدهاگون بر تن او نشست. چندین شمشیر از ریشه سیاه و شمشیر شیطانی به وجود آمد و از آنجایی که نوآ در فرم اژدهایی، شش دست داشت، همگی شمشیرها در دستانش قرار گرفتند. نوآ جرئت نداشت شیطان الهی را دست¬کم بگیرد؛ او یک تهذیب¬کننده در سطح مایع بود و قانونش می¬توانست به¬شدت دردسرساز باشد، به همین دلیل نباید به او هیچ فرصتی داده میشد. در همین حین ساختار پیله به رنگ لاجوردی درآمد و شکاف¬های روی پیله گسترش یافت. پیله با شکستن محدودیت¬های خطوط طلایی، آنها را ناپدید کرد و در نهایت چهره درخشان شیطان الهی نمایان شد. شیطان الهی که کاملاً به غرایز خودش تسلیم شده بود و مدام فریاد میزد: «پیروزی!»، اما نوآ پیش¬دستی کرد و قبل از آنکه حریفش بتواند به او ضربه بزند وارد عمل شد. یک تَکینِگی از شمشیرهای او به سمت شیطان الهی برخورد کرد. با این‌حال فقط گوشت او را سوراخ کرد و تأثیری روی انرژی تقویت¬کننده¬ی ماهیچه-های او نداشت. نوآ با دیدن عدم تأثیر حملاتش، خودداری را کنار گذاشت اما شیطان الهی به¬راحتی حملاتش را دفع می¬کرد. شیطان الهی به¬قدری نیرومند شده بود که دیگر حتی جلوی ضربات برشی نوآ را نمی¬گرفت؛ به¬نظر می¬رسید قدرت نهفته در بدن او می¬توانست به تنهایی انرژی و حملات نوآ را دفع کند. نوآ به شیطان الهی نزدیک شد و گفت: «بهتره که بیدار شی، نمی¬خوام واقعاً بکشمت.» اما همانطور که انتظار می¬رفت، شیطان الهی فقط تکرار می¬کرد: «‏پیروزی!‏» دستان پنجه¬مان...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی