تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1632
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1632: تدریس
رهبر فولریها جیغی غرورآمیز کشید و با پخش هاله خود در منطقه ورود قدرتی جدید را به حاضران اعلام کرد.
او در هنگامی که متخصصان درگیر مسابقه شده بودند، یک صعود را تجربه کرد و به سطح میانی رسید.
از نمایش قدرت او، نفس¬ها بند آمد، حتی نوآ باید اعتراف می¬کرد که سطح قدرت رهبر فولری¬ها حتی از هم¬نوعان هم¬سطحش هم فراتر رفته بود.
میدان جنگ دوباره ساکت شد، اما او نعره¬زنان فریاد کشید: «من عقب نمی¬مونم، من هم می¬خوام بیام.»
نوآ و دیگران از حرف¬های او جاخوردند.
آنها هرگز فکر نمی¬کردند که در این مأموریت قرار است یک جانور جادویی به همراه داشته باشند، اما به¬نظر می¬رسید رهبر فولریها نظر دیگری دارد و بر تصمیمش مصمم است.
با این¬حال، شرایط به آنها اجازه نمی¬داد خیلی به این موضوع فکر کنند؛ او توانسته بود شیطان الهی را به دور دست پرت کند، اما ارتباط شیطان الهی مجدداً با جهان وصل شد و جهان شروع به تأمین انرژی او کرد.
این به تنهایی توضیح میداد که متخصص هنوز نتوانسته بود کنترل کامل ذهن خود را به دست آورد و تمامی زحمات گروه بر باد رفت.
نوآ با دیدن عدم نتیجه تلاش¬هایش فریاد کشید: «الباس، به من یه دلیل بده تا اون رو نکشم!»
سپس زره هولناک خود را پراکند و جاه¬طلبی خود را در همراهانش جاری ساخت.
پادشاه الباس گفت: «من یه تکنیک دارم که ممکنه کار کنه. نمی¬تونم کاملاً کنترلش کنم، اما مطمئنم که روی شیطان الهی عالی کار می¬کنه.»
نوآ گفت: «عالیه، اگه تکنیک الباس شکست بخوره، اون رو می¬کشیم. خودتون رو برای خداحافظی با دوستمون آماده کنین.»
چهره ویلفرد، لوکا، فرگی و رهبر فولری¬ها، خبر از اضطراب و دودِلی می¬داد؛ آنها می¬دانستند که حق با نوآست، اما آنها شیطان الهی را از خیلی وقت پیش می¬شناختند و کشتن او نیازمند جرئت و جسارت زیادی بود.
کشتن دوستی که برای هزاران سال با آنها بوده سخت بود، به¬خصوص وقتی که او مرتکب هیچ جنایت بزرگی نشده بود. شیطان الهی فقط از کوره در رفته بود، اما این به تنهایی تهدیدی بود که کل لژیون نمی¬توانست آن را دست¬کم بگیرد.
به¬زودی چهره¬ای از دوردست ظاهر شد. شیطان الهی شکل هیولایی خود را بازیافته بود و موج عظیمی از انرژی لاجوردی در پشت¬سر او می¬چرخید.
فشار ساطع شده از بدن او بسیار زیاد بود، به حدی که نوآ و دیگران تقریباً برای هوشیار ماندن تلاش می¬کردند و هر زمان که امواج ذهنیشان وارد محدوده او میشد، درهممی¬شکست.
لوکا درحالی¬که انگشتانش را برای ساخت یک کُره چرخان و متراکم به هم وصل می کرد، پرسید: «برنامه چیه؟»
نوآ دستور داد: «بهترین حملاتتون رو انجام بدین. نترسین...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی


