تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1658
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1658 - 1658. نقشهها
نوآ قبلا یک جاسوس داشت. فرجی اولین عضو گروه بینام او بود، اما قبل از آن مجبور بود قرنها بهعنوان جاسوس درون سازمان مخفی بگذراند.
روشهای نوآ از آن زمان بهبود یافته بود. او تمام میراث سازنده بزرگ را به دست آورده بود و سطح ماده تاریک او نیز از نظر قدرت با مرحله مایع هممرز بود.
تسلیم کردن هارولد آسان بود. نوآ بدن او را با شمشیرهایی پر کرد که آماده بودند تا مراکز قدرت او را نابود کنند و او را مجبور به خوردن یک هسته جعلی برای حفظ این تکنیک برای هزاران سال کرد.
هارولد نمیتوانست آن شرایط را رد کند. او قبلاً نوآ را مجبور کرده بود در ازای دریافت اطلاعات از جانش بگذرد. نوآ این درخواست را اجابت کرد، اما او این کار را با شرایط خود انجام داده بود.
«الان نقشه چیه ارباب؟» هارلد با لحنی تمسخرآمیز بعد از اینکه نوآ مراحل را تکمیل کرد، پرسید.
«تو هرچی میدونی به من میگی.» نوآ توضیح داد. «بعد از درک کامل چیزی که اون طرف سرزمینهای جاودانه در انتظارمه به بقیه نقشه فکر میکنم.»
هارولد هیچ چیزی را مخفی نگه نداشت. او به نوآ درباره ملاقاتهای دورهای میان رهبران مختلف بسیاری از سازمانهای انسانی گفت و حتی محل معادن تحت کنترل خانوادهاش را فاش کرد.
سپس به نوآ گفت که ارشدان مختلف متعلق به منظومه آسمان و زمین برای گفتگو با اربابان خود به کجا میرفتند. به نظر میرسید که خانواده راتوی ریشههای عمیقی در محیط سیا*سی بشری داشتند، بنابراین او از رازهایی آگاه بود که سایر ارشدان نادیده میگرفتند.
این مکالمه نوآ را شگفتزده کرد. او اکنون اهداف جدیدی در آن سوی سرزمینهای جاودانه داشت. معادن مختلف میتواند ثروت زیادی برای او فراهم کند و مکانی که دارای اراده آسمان و زمین است میتواند یکی از اولین مقصدهای او باشد.
«من هیچوقت نرفتم اونجا.» هارولد توضیح داد. «اما میدونم کجاست. من چندین بار رهبر خانوادهم رو همراهی کردم. این شروعیه برای کسایی که به رتبه هشتم سازمان من میرسن.»
«چه سنت احمقانهای.» نوآ قبل از سکوت نظر داد.
مکاشفات هارولد به نوآ نقشههایی داد که او تنها پس از بازگشت به آن سوی سرزمینهای جاودانه میتوانست آنها را مستقر کند. مشکلات او در حال حاضر چیز دیگری بود. او نمیدانست که تونل ابعادی هنوز باز است...
کتابهای تصادفی


