فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1730

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

چپتر 1730: بی‌پروا

«می‌خوای بیشتر تستش کنی؟» شیطان آسمانی پرسید. «همیشه می‌تونم یه چیز جدید اختراع کنم.»

«فایده‌ای نداره.» نوآ قبل از نوا*زش شانه جون گفت.

جون سینه او را رها کرد و نوآ کنار کیرک تلپورت کرد. او دست آن را گرفت و هردو از میدان نبرد ناپدید شدند. تماشاگران زمان تشویق کیرک برای نمایشش را نداشتند، اما فولری جیغی بلند زد تا همه به جشن برگردند.

در همین حال، نوآ دوباره در منطقه ظاهر شد و گذاشت کیرک به زمین بخورد.‌ تهذیب‌گر وقتی پاهایش دشت را لمس کرد تعادل خود را از دست داد، اما سریع وضع خود را مرتب کرد و حالت جنگی گرفت.

«می‌تونی گاردتو پایین بیاری.» نوآ خندید. «تکنیکات جالبه، اما من مسیر خودم رو برای دنبال کردن دارم.»

«این یه تست دیگه‌ست؟» کیرک بدون پایین آوردن گاردش گفت.

«اون فقط برای پر کردن زمان بود.» نوآ پوزخند زد. «ما می‌خواستیم بفهمیم می‌تونی انتظارات ما رو براورده کنی.»

«و؟» کیرک پرسید.

نوآ نگاه سردی به کیرک انداخت. چشمان خزنده او کارشناس را بررسی کرد در حین این که غرایز او سعی می‌کرد درک روشنی از قدرت کیرک به دست آورد.

«تو بد نیستی.» نوآ اعتراف کرد. «اما راه طولانی برای رفتن داری. سعی کن از الان به بعد منو دنبال کنی. نفوذ من بهت کمک می‌کنه(یادداشت: منظور از نفوذش همون وجود نوآست دوستان).»

«بهم کمک می‌کنه؟ چطوری؟» کیرک پرسید.

‌تهذیب‌گر هنوز نوآ را باور نداشت. آزمایش اخیر بخشی از اعتماد کورکورانه که او به استادش داشت را از بین برد.

نوآ قبل از آزاد کردن هاله خود ریشخند زد. انرژی او کیرک را نادیده گرفت و روی بقیه منطقه تمرکز کرد.

درست جلوی چشمان کیرک جهان شروع به تغییر کرد. زمین تاریک شد، و بافتش تکامل یافت. تبدیل به فلزی شد که نور سیاهی از خود ساطع می‌کرد. در مقابل، هوا به گاز متراکمی تبدیل شد که شروع به بلعیدن نفس کرد.

کیرک نمی‌دانست چه فکری کند. او یاد گرفته بود که سرزمین‌های بالایی چقدر استوار هستند، اما نوآ توانست به راحتی آن را تغییر دهد. تصمیمی ساده برای گسترش نفوذ او توانست همه چیز را مجبور به تکامل کند.

آسمان و زمین آن رویداد را دوست نداشتند. نوآ داشت تکه‌هایی از سرزمین‌های بالایی را از قلمرو آنان می‌دزدید، پس دفاع آنان باید فعال می‌شد. اهمیتی نداشت اگر می‌دانستند نوآ می‌تواند راحت با آن مقابله کند.

ابر‌های سیاه که...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی