فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1916

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1916: اشتباه

آسمان ناپدید شد و ازدحام آن موجودات آن را پوشاند. سوسک‌های بالدار در اطراف تهذیبگر رتبه نهم ظاهر شدند و تمام منطقه را پر کردند. آنها آنقدر زیاد شده بودند که نمی‌توانستند به صورت آزادانه بال‌هایشان را حرکت دهند.

ارتش دوم بسیار بزرگتر از ارتش اول بود. ده‌ها جانور جادویی رتبه نه در آسمان ظاهر شده بودند و ارشدها وقتی متوجه حضور یک نمونه رده بالایی شدند، به خود لرزیدند.

با قدرتی که یک ارشد رتبه هشت دارد، نباید جرئت رویارویی با آنها را داشته باشد. چنین چیزی حتی برای یاران نوآ نیز بیش از حد بود، اما هیچ یک از آنها ترسی در دل نداشتند. محاسبات زیادی در ذهنشان در حال انجام بود، درحالی¬که برخی از برنامه‌هایشان شکست می‌خورد، به سرعت برنامه‌های دیگری افزوده می‌شد. آنها تا زمانی¬که کوچک‌ترین امیدی برای پیروزی وجود داشته باشد، به مبارزه ادامه می‌دهند.

«تو.» زن رتبه نه درحالی¬که به قدیس شمشیر اشاره می‌کرد اعلام کرد. «مبارزه‌ای که می‌خوای رو بهت میدم. بذار بقیه با اونا سر و کله بزنن.»

چشمان سرد پادشاه الباس این گفتگو را بررسی کرد. معلوم نبود که تهذیب‌گرهای زیر نظر آسمان و زمین چقدر آزادی دارند. بعضی از آنها به طرز احمقانه‌ای وفادار بودند، درحالی¬که برخی دیگر تقریباً مقابل رهبرا‌ن‌شان قرار می‌گرفتند. پادشاه الباس می‌خواست برای این تفاوت‌ها دلیل و توضیحی بیابد و در صورت امکان، شمارنده¬ا‌ی ایجاد کند.

زن رتبه نهم وقتی متوجه بررسی شاه الباس شد، اعلام کرد: «اگه از سوسک‌ها جون سالم به¬در بردی، بهت این فرصت رو میدم که با من بجنگی.»

قدیس شمشیر چیزی نگفت. او اهمیتی نمی‌داد که از نظر تهذیبگر رتبه نهم، پیروزیش تضمین شده است. او پس از مطمئن شدن از یافتن حریفی قوی، علاقه‌اش را به هر چیزی که هنر شمشیرزنیش را دربَر نمی‌گرفت، از دست می‌داد.

شاه الباس متفاوت بود. او هرگز غرایزش را به عنوان یک رهبر از دست نداده بود و اغلب بر آنها تکیه می‌کرد، حتی زمانی که نوآ در اطراف بود. سگ‌ها هدف سوسک‌های پرنده بودند، بنابراین ایمنی آنها در اولویت بود.

پادشاه الباس کره طلاییش را قبل از تکان دادن دستش به سوی دسته سگ‌های زیر‌ پرتاب کرد. زن رتبه نهم وقتی چرخید تا از کنار ارتش عظیم عبور کند، پوزخندی به سمتش نشان داد. قدیس شمشیر دنبالش کرد، اما ناگهان کسی را به یاد آورد که تقریباً زندگیش را خلق کرده بود.

قدیس شمشیر برگشت تا تعظیم عمیقی به سمت شاه الباس انجام دهد. این تنها فکر خارج از هنرهای شمشیرزنی بود که ذهنش به او اجازه می‌داد قبل از تمرکز روی کارش داشته باشد. ارشد بلافاصله زن رتبه نهم را تعقیب کرد و آن دو خیلی زود از منطقه ناپدید شدند.

شاه الباس ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی