فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 2025

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۲۰۲۵: فرار

سه منشور، که همگی آیتم‌هایی از رتبه ۹ و رده بالایی بودند، به‌شدت مورد توجه گروه نوا قرار داشتند. با این¬حال، تصاحب آن‌ها کار آسانی نبود.

پانزده آواتار آذرین از این منطقه محافظت می‌کردند که یکی از آنها در رده بالایی قرار داشت. علاوه بر این، ارشدها نمی‌توانستند موقعیت خود را فراموش کنند. آنها دقیقاً در وسط آسمان بودند.

سپونیا با امواج ذهنی از همراهانش پرسید: «می‌تونین با این آواتارهای قدرتمند مقابله کنین؟»

سپونیا که در طول سفر، نوآ و شاه الباس را از نزدیک زیر نظر داشت و حتی چندباری آنها را از آسمان بررسی کرده بود، به‌خوبی از قدرت و توانایی‌هایشان آگاه بود. با این¬حال، اکنون حریف آنها یک آواتار آذرین رده بالایی بود، و او نمی‌توانست با اطمینان بگوید که همراهانش به آن رده دست یافته‌اند یا نه.

نوآ و شاه الباس نگاهی طولانی به یکدیگر انداختند. آنها می‌دانستند که در ذهن سپونیا چه می‌گذرد. در تئوری، هیچ کدام از آنها از نظر قدرت هنوز به رده بالایی نرسیده بودند، اما در صورتی که تصمیم می‌گرفتند آن منشور‌ها را به هر نحوی بدزدند، با حریفی مواجه می‌شدند که به خوبی از آن شناخت داشتند. بنابراین، تا زمانی که نوآ و شاه الباس با هم کار می‌کردند و حریف‌شان را غافلگیر می‌کردند می‌توانستند شانسی برای پیروزی داشته باشند.

آن دو نیازی نداشتند که خیلی درباره این موضوع فکر کنند. چرا که پس از گذراندن هزاران سال کنار هم، تنها با نگاهی ساده به یکدیگر می‌توانستند طرف مقابل را درک کنند. دیدگاه آن دو نیز مشابه هم بود، و هر دو متوجه بودند که آسمان دیگر چنین فرصت گران‌بهایی را به آنها نخواهد داد.

از طرفی ارشدها می‌دانستند که نمی‌توانند حضورشان را برای مدت طولانی مخفی نگه¬دارند. آسمان و زمین در حالت خفته خود بودند، اما گروه آنها تا الان منشورهای زیادی را به سرقت برده بود. نوآ و دو همراهش احتمالاً می‌توانستند مسیرشان را تغییر دهند و سعی کنند که مناطق خالی ضعیف‌تری برای دزدی انتخاب کنند، اما در این صورت هدف اصلی مأموریت‌شان از دست می‌رفت.

در عوض، اگر موفق به دزدیدن آن سه منشور رده بالایی می‌شدند و سپس آسمان را با ایمنی کامل ترک می‌کردند، قطعاً غنیمت شگفت‌انگیزی به‌ دست می‌آوردند. سه آیتم فوق احتمالاً بهترین چیزهایی بودند که قدرت فعلی‌شان اجازه می‌داد تا به دستش بیاورند، حتی می‌توانست به عنوان یک جایزه نهایی و مناسب برای مأموریت‌شان در نظر گرفته شود. مخفی ماندن دیگر غیرممکن بود، بنابراین گروه تصمیم گرفتند با یک انفجار عظیم اعلام حضور کنند.

نوآ از طریق آگاهیش توضیح داد: «فقط یه فرصت داریم. سپونیا، وقتی منشورها رو برداشتیم، هر چی داری رو آزاد کن. من و الباس با اون آواتارهای قوی‌ سروکله می‌...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی