فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 2075

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
 
قسمت 2075 - سلاح 
نوآ نمی‌دانست که حاکمان قدیمی در حالت فعلی‌شان چقدر قوی هستند، اما کاملاً مطمئن بود که قدرت مشترک آن‌ها در برابر تیم تهذیب‌گران ممتاز کافی نخواهد بود. دینیا به تنهایی مشکلی نبود. در واقع، نوآ حتی می‌خواست قدرت فعلی خود را علیه او آزمایش کند. با این حال، سایر ارشدان همراه او، غلبه بر این وضعیت را غیرممکن می‌کردند. 
نوآ دیگر تهذیب‌گران ممتاز را نمی‌شناخت، اما قدرت آن‌ها برای ایجاد شک و تردید در ذهن او کافی بود. برخی از آن ارشدان در مرحله جامد بودند که فقط او را به یاد مبارزه با سزار می‌انداخت. سزار حتی در میان نیروهایی در اوج سفر تهذیب، نخبه بود؛ اما نوآ اصلاً نمی‌توانست به او آسیب برساند و چیزی به او می‌گفت که چنین اتفاقی در برابر مخالفان فعلی او خواهد افتاد. 
شمشیر نفرین شده و شمشیر شیطانی در دستان او ظاهر شدند، حتی اگر قصد جنگیدن نداشت. نوآ خود را برای نبرد آماده کرد در حالی که منتظر بود تا حاکمان قدیمی حرکت خود را انجام دهند. او می‌دانست که آن‌ها چیزی برای این موقعیت آماده کرده‌اند؛ اما از جزئیات این طرح آگاه نبود. 
همان‌طور که تهذیب‌گران اطراف دینیا دنیای خود را گسترش دادند تا برای نبرد آماده شوند، دینیا با سردی اعلام کرد: «الان یک آشفتگی جدی به وجود آوردی. آسمان بسته می‌شه و تو فرصتی برای فرار پیدا نمی‌کنی. راستش من انتظار بیشتری ازت داشتم.» 
نوآ جواب نداد. در حالی که منتظر اتفاقی بود، صورتش سرد بود. کریستال سیاه و همراهانش برای موج قریب‌الوقوع حملات آماده شدند و آرایش فضا-زمان جایگزین دنیا در دید او شد. 
حاکمان قدیمی از بدن ناقص خود صحبت کردند: «عروسک‌ها هرگز جایگاه خودشون رو نمی‌دونن. همه شما یک نژاد کمیاب هستین؛ اما بیشتر قدرت شما ناشی از طرز فکر ناقصی هست که باعث شد سر خودتون رو در مقابل یک موجود برتر خم کنین.» 
دینیا با تمسخر گفت: «واقعا زیاد حرف می‌زنین. تعجب می‌کنم که بعد از اینکه آسمان و زمین شما رو از بین بردن، تونستین زنده بمونین. شخصیت فعلی‌تون هم ناشی از اون فرد دردسرسازه.» 
یک سری از نگاه‌ها به نوآ افتاد. به نظر می‌رسید که تهذیب‌گران ممتاز به حاکمان قدیمی اهمیت نمی‌دادند، اما او دلیل واقعی این رفتار را می‌دانست. احتمالاً آن ارشدان دستوری داشتند که به آن‌ها می‌گفت که متحدانش را به آسمان و زمین بسپارند. 
حاکمان قدیمی در حالی که چیزی از بدن نارنجی خود بیرون می‌آوردند، اعلام کردند: «زمان زیادی نداریم. ما می‌ترسیم که این مکالمه باید حالا تموم بشه.» 
تهذیب‌گران به طور غریزی خو...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی