فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

سیستم خوناشامی من

قسمت: 113

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

چپتر ۱۱۳ «تو داری عوض میشی»

وقتی گروه نقشه رو بررسی می‌کردند، متوجه شدند تمام مناطق نزدیک پناهگاه سبز رنگ و مناطقی که فاصله‌ی بیشتری با پناهگاه دارند، قرمزتر هستند.

تیره‌ترین منطقه‌ی قرمز رنگ، صحرای شنی بود.

کوئین پرسید: «می‌تونیم لیست جانورانی که تو این منطقه زندگی می‌کنن رو پیدا کنیم؟»

وُردن جواب داد: «پیرمردی که قبلا تو مغازه دیدیم، ممکنه یکی داشته باشه. می‌تونیم ازش بپرسیم. اگر پول لازم شد بهم بگو، من هنوز چند واحد اعتبار دارم.»

بقیه‌ی اعضای گروه در مورد مکانی که باید می‌رفتند، بحث می‌کردند و کوئین به مغازه برگشت تا نقشه ای که می‌خواست بخره. همون طور که حدس می‌زد، چیزی که می‌خواست تو مغازه پیدا کرد. تمام اطلاعات حیوانات منطقه توی نقشه مشخص بود. کوئین اطراف رو نگاه کرد تا پیرمرد فروشنده رو پیدا کنه، پیرمرد داشت با گروه دیگه‌ای صحبت می‌کرد. به نظر می‌رسید اون دانش آموزها کاری که گروه کوئین چند لحظه پیش کردند، انجام می‌دادن. دانش آموزی از صاحب مغازه پرسید: «ببخشید، هزینه یه نقشه چقدره؟»

«هزینه‌ی یک نقشه 100 واحد اعتبار می‌شه.»

«اطلاعات نقشه، شامل همه‌ی مواردی که تو پایگاه ثبت شده، می‌شه؟»

مغازه دار با خنده ی کوتاهی گفت: «اوه، هاهاها، نه، البته که نه. این برای شما فقط پنجاه واحد اعتبار می‌شه.»

همان‌طور که وُردن قبلاً گفته بود، بعضی از دانش آموزها تصمیم داشتند بعد از دوره‌ی دو ساله‌ی خدمت‌شون، به ارتش ملحق شن. برای این دانش آموزها که همچین انتخابی رو انجام بدن، در حین مأموریت‌ها امتیازات ویژه‌ای، نسبت به بقیه‌ی دانش آموزها در نظر گرفته می‌شه؛ مخصوصا زمانی که محل مأموریت پناهگاهی باشه که توش بودند.

از نادیده گرفته شدن و بد رفتاری‌ای که با گروهش می‌شد، اذیت شد. کوئین تصمیم گرفت کتابی که قفل شده بود بخره تا بقیه نتونن بخوننش، مگر اینکه هزینه‌اش رو پرداخت کنند. با این وجود کوئین شک داشت که قفل به درد نخور باشه.

[بازرسی]

[کتابی حاوی اطلاعات مربوط به جانوران متعلق به سیاره کالادی]

[جانور پایه کرم دندان]

[جانور پایه مارمولک بالدار]

[جانور درجه متوسط مار سوزان]

[لطفاً یکی را برای کسب اطلاعات بیشتر انتخاب کنید]

موفقیت آمیز بود.

«این همون چیزیه که با فریب دادن ما به دست میاری.»

کوئین نگاهی به لیست اسامی حیوانات انداخت‌. او داشت فکر می‌کرد که کدوم یکی از این سه تا، جانوری بود که نِیت در موردش صحبت کرد بود. از بین اون سه تا فقط یکیش طبق گفته های نِیت درست در میومد، اون مارمولک بالدار بود.

[مارمولک بالدار: اگرچه این جانور دارای بال است، اما نمی‌تواند پرواز کند. بالها اغلب برای باز کردن بالای سر استفاده می‌شود تا سایر جانوران را هنگام حمله بترساند. آنها همچنین سخت‌ترین قسمت بدن جانور هستند. نقطه ضعف جانور زیر شکم آن است. آن ر...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب سیستم خوناشامی من را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی