سیستم خوناشامی من
قسمت: 133
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 133 خون سایه
پس از نوشیدن خون کاسه، کوئین احساس کرد که یک فرد جدید شده است. بانک خون او پر شده بود و تمام بدنش اکنون کاملاً شفا یافته بود. اما از همه بهتر، بالاخره خورشید در پشت افق ناپدید شد و اکنون، شبهنگام بود.
سیل با ناله گفت: «دیگه نمیتونم تحمل کنم، خیلی خستهام.»
مبارزه با دالکی برای او بسیار سخت بود. او مانند ریتن با وسواس مبارزه نمیکرد، بنابراین کنترل را کنار گذاشت و وردن را بار دیگر به عنوان مسئول رها کرد.
وردن از بین این سه نفر، ضعیفترین بود و فقط میدانست چگونه از یک ذهن و یک توانایی در یک زمان استفاده کند. به محض اینکه او و سیل مکان خود را عوض کردند، فشاری که دالکی احساس میکرد به شدت تضعیف شد.
ناگهان دالکی توانست حرکت کند و میزان نیرویی که احساس میکرد از قبل بسیار ضعیفتر بود.
دالکی فکر کرد: ' من فکر میکردم این یکی خاصه، اما به نظر میرسه تنها کاری که میتونه انجام بده اینه که کمیحرکات منو به تاخیر بندازه! '
کوئین با دیدن این اتفاق متوجه شد که با مشکل مواجه شده است. او دو امتیاز چابکی کسب کرده بود که آن را به 18 میرساند و سپس با چکمههایش به 22 میرسید. با دیدن دالکی که به سمت وردن میرفت، او باید سریع تصمیم میگرفت که با امتیاز رایگان خود چه کند.
او بدون هیچ تردیدی امتیاز رایگان را به چابکی اضافه کرد، در حال حاضر آمار چابکی او را در مجموع به 23 میرسید. سپس با تمام سرعتی که میتوانست، و با فعال کردن بادپای چکمههای خود، به سرعت به جایی که دالکی بود رفت.
صرف نظر از این که وردن در خطر بود یا نه، در حال حاضر او امتیاز خود را در چابکی قرار داده بود. قدرت دالکی بسیار بهتر از کوئین بود و اگرچه سریع بود، اما سریعتر از کوئین نبود. او میتوانست حرکات آن را دنبال کند.
با استفاده از امتیازات اضافی و چکمههای فعال، او میتوانست به سختی از حملات فرار کند.
با سرعت باورنکردنی، کوئین توانست فاصله ساختمان تا مکانی که دیگران در آن بودند را تنها در چند ثانیه طی کند. به محض اینکه در محدوده آنها قرار گرفت، یک ضربه خون دیگر زد. این حمله از شن ع...