جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 93
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۹۳:
در داخل جنگل، شانگوان درگیر مبارزه با مار جهشیافته مرتبه اول بود.
در دست چپ او عصای جادویی بود که امتیاز مانا و و جادوی او را تا سطح زیادی افزایش میداد. در دست راست او نیز یک شمشیر یخی قرار داشت که برای ساختش بیش از 50 درصد مانایش را سوزانده بود. چهره زیبای فرشتهمانند او رنگ پریده شد اما چشمانش همچنان مانند شمشیری که در دست داشت سرد و محکم بود.
اگرچه فلسهای مار فوقالعاده سخت بودند و شانگوان نمیتوانست آنها را سوراخ کند، اما در دل ضربات فیزیکی و جادوییاش مقدار زیادی قدرت انجماد و سرما قرار داده بود، بنابراین هر بار که شمشیرش را تاب میداد یا هر بار که از ضربات مختلفش مقابل مار استفاده میکرد، بیشتر بیشتر بدن مار به نقطهی انجماد نزدیک میشد.
مار با زبانش خشخشی کرد و چشمانی که نیت قتل به وضوح درونشان دیده میشد، به دشمنش نگریست. سپس بدنش را تکانی داد و لایههای یخی که شروع به شکلگیری بر روی فلسهایش کرده بودند. با این حال، خونش کمکم شروع به سرد شدن کرده و حرکاتش بهطور فزایندهای کندتر شده بود.
شانگوان پس از مشاهده اینکه چگونه مار دهان خود را کاملاً باز کرده و آمادهی حمله بود، ناگهان احساس خطر شدیدی کرد. او حتی یک لحظه دیگر هم نمیتوانست به چیزی که در سر مار است فکر کند و بلافاصله یک دیوار ضخیم یخی به ارتفاع چندین متر بین خود و موجود ایجاد کرد.
یک ثانیه بعد یک ابر سبز رنگ از داخل دهان مار بیرون آمد و با دیوار یخی برخورد کرد. دیوار یخی بهظاهر بسیار محکم، با سرعت شگفتانگیزی که با چشم غیر مسلح هم قابل مشاهده بود شروع به ذوب شدن کرد.
ناگهان انفجار قدرتمندی در چند کیلومتری موقعیتش رخ داد و چیزی که شانگوان از گوشه چشمش میتوانست ببیند، جرقهی سرخ رنگ درخشانی بود که با سرعتی غیرممکن به او نزدیک میشد.
قبل از اینکه او حتی بفهمد چه اتفاقی در حال رخ دادن است، پس از رسیدن صدای انفجار، اینبار موج آن زمین را کمی تکان داد و در لحظهی بعد جنگل جهشیافته شروع به سوختن کرد و جانوران درون آن شروع به زوزه و غرش کردن از سر خشم و درد کردند زیرا شعلههای آتش بیرحمانه همه چیز را در خودش میکشید و پیشروی میکرد..
مار جهش یافته برای لحظه ای حواسش پرت شد و خارج کر...
کتابهای تصادفی

