جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 204
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۲۰۴ - انتخاب یک سلاح
اولین کاری که بای زهمین انجام داد این بود که یک ورق کاغذ و یک مداد بیرون آورد. سپس با حالتی عجیب در سکوت ایستاد.
لیلیث در فاصله کوتاهی ساکت ایستاده بود و به او نگاه میکرد. با این حال، پس از گذشت بیش از پنج دقیقه، او هنوز هیچ نشانهای از حرکت نشان نداد، وجود زیبای مرتبه ششم عالی سرانجام کمی بیتاب شد و با صدایی متحیر پرسید:
«چیکار میکنی؟ اگه به تنبلی ادامه بدی، آخر ماه حقوقت رو نمیگیری!»
مگر قرار نبود کار کند؟ تنها چیزی که او میتوانست ببیند شخصی بود که در گوشهای ایستاده بود و هیچ کاری نمیکرد!
«مگه تو رییس منی؟» بای زهمین خندید. «در واقع، به این فکر میکنم که از چه نوع سلاحی استفاده کنم.»
«فکر میکردم با شمشیر راحتی؟» لیلیث به زیبایی سرش را کج کرد.
«این... موضوع این نیست...» به نظر میرسید بای زهمین در توصیف افکارش مشکل داشت. پس از مدتی سکوت، سرانجام به نظر میرسید که کلمات مناسب را پیدا کرده است و ادامه میدهد: «راستش رو بخوای، در حالی که من بیشتر به شمشیر عادت کردم، چونکه از همون اول شمشیر شوانیوان رو دستم گرفتم. توی آخرالزمان، شغل من در مورد جنون خونی، به من مقداری دانش و تسلط بر انواع سلاحها میده. در واقع، مشکل چیز دیگه ایه.»
گوشه دهان لیلیث با شنیدن صحبتهای مرد مقابلش یکی دو بار تکان خورد... بنابراین، کار او در خونسردی به او دانش کنترل انواع سلاحها را داد... آیا این تقلب نبود؟
«تو شغل منحصر به فردی داری، این تقلبه، اما هنوز از مشکلات شکایت میکنی؟ از همه کسایی که دهها سال و حتی قرنهای بیپایان رو صرف مطالعه و آموزش میکنن تا به سلاحهای خودشون مسلط بشن عذرخواهی کن!»
بای نادیده گرفته شد و به نگرانیهای خود اشاره کرد: «بیا خنجرها رو کنار بذاریم... شمشیرهای معمولی سلاح هایی هستند که به من امکان میدن سریع ضربه بزنم، کاربردهای اونا خیلی زیاده، و صرف نظر از موقعیت، بسته به شرایط میتونن مفید باشن. در مورد نحوه استفاده از اونها اما... در عین حال، شمشیرها در هیچ چیز خاصی خوب نیستن. اساساً شمشیرها سلاحهایی هستن که در هیچ چیزی تخصص ندارن و در عوض متعادلتر هستن...
کتابهای تصادفی

