مافیا در دنیای جادو
قسمت: 188
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۸۸ ملاقاتهای مهم
روری با دیدن مرد جوان بلوندی که هفتهها پیش با او آشنا شده بود، برای او دست تکان داد، به سراغ آهنگر جوان رفت و فوراً افکار خود را در مورد تقویت گروهش کنار گذاشت.
«یه سطح پیشرفت کردی؟ به سطح دستیار رسیدی؟» روری این را گفت در حالی که متوجه تفاوت احساسی که اکنون از بدن لوکاس داشت در مقایسه با آنچه که در اولین ملاقات با این مرد احساس میکرد، شده بود.
لوکاس امروز بعد از ظهر پیشرفت کرده بود و در نهایت به مرحله جادویی ۲ رسید. لوکاس ذوق زده بود و با شنیدن حرف مو قرمز مقابلش لبخندی زد و گفت: «خوشبختانه، تونستم زودتر از موعد از سد بین مرحله ۱ و ۲ عبور کنم.»
«بابتش بهت تبریک میگم. با استعداد تو، خیلی طول نمیکشه که آهنگر مرحله دوم بشی.» روری اظهار نظر کرد، برای لوکاس واقعاً خوشحال بود، البته به اعتبار وینسنت.
«ممنون... اما تو هم خیلی دور از پیشرفت نیستی. من بیشتر تحت تاثیر پیشرفت تو هستم تا پیشرفت خودم. تو تازه قدرتهات رو بیدار کردی و همین حالا هم نزدیک تبدیل شدن به دستیاری.» لوکاس صمیمانه گفت زیرا حتی افراد با استعداد سبز اغلب برای یک یا دو سال در مرحله اول میماندند.
اما این به این دلیل بود که اکثر آنها منابع روری و وینسنت را در هفتههای اول پس از بیدار شدن نداشتند. بیشتر آنها مجبور بودند موقعیت خود را از ابتدا بسازند زیرا هر کس علایق خود را داشت و هر خانوادهای برای همه اعضایش منابع کافی ندارد.
لوکاس عضوی از یک خانواده با منابع مالی خوب بود. با این حال، چندین نفر در خانواده او به منابع زیادی نیاز داشتند و او توانایی مشابهی برای توجیه سرمایهگذاری قابل توجه در خانواده خود نداشت. بنابراین او برای اینکه تا اینجا پیشرفت کند مجبور بود به تنهایی بجنگد.
با این حال، او همچنان مورد لطف قرار گرفت زیرا استاد خوبی داشت و حمایتهایی در داخل انجمن داشت. اکثر مردم هیچ کدام از اینها را نداشتند و معمولاً فقط در ماهها یا سالهای اول پس از بیدار شدن از طریق مدیتیشن معمولی پیشرفت میکردند.
روری قبل از تغییر موضوع به اظهار نظر لوکاس خندید. «به هر حال اون جلسهای که به وینس گفتی کجاست؟»
لوکاس به خیابان نگاه کرد و به روری اشاره کرد که او را دنبال کند. «توی خونه یکی از ارتباطاتم. تقریبا...
کتابهای تصادفی

