بذر کتان
قسمت: 50
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
منم مثل تو پوچم
ین شی، تلو تلو خوران به خوابگاه یامازو نزدیک میشه. به شکل واضحی خسته است و سنگینی ساعات غروب، کمابیش به وجودش غلبه کرده. اون امروز هم لباسای سیاه کلاسیکی رو پوشیده که لان بائو شی بعد از ازدواج شون بهش هدیه داده.
ازدواج لان بائو شی و ین شی، تقریبا بدون هیچ آشنایی قبلی ای صورت گرفته. اونها متحد قدرت هستن و این ازدواج، عملا یه پرچم قرمز به سازمانهایی بود که روی این دو نفر سرمایه گذاری کرده بودن.
لان بائو شی از زمانی که به یاد میاره و تقریبا به صورت موروثی، عضوی از سازمان تمساح بزرگه. این بهترین انتخاب برای هم نژاداش به حساب میاد. نژادی معروف به آیولایت که خطوط نژادی ترکیبی زیادی هم دارن. هر کسی که آیولایت و تمساح بزرگ رو بشناسه، میدونه که اونها عاشق انواع کالبد های فیزیکی هستن. این کار به صورت معمول اش از طریق یک تناسخ فیزیکی امکان پذیره اما موجودات هنجار شکن، به دنبال روش های غیر قانونی و ارزون هستن.
انسان بودن به معنایی که میشناسیم سخته. ما سال های زیادی رو در سرگردونی و رنج و تحت سلطه ی والدین به سر میبریم. حتی در دوران بلوغ هم قدرت انتخاب چندانی نداریم و خواسته یا ناخواسته به بردگی جبر های دست ساخته ی زندگی کشیده میشیم.
روح، وجودی ظریف، قدرتمند و در عین حال آسیب پذیره. شاید به راحتی جسم فیزیکی نابود نشه اما میتونه درد هایی بسیار عمیق تر و شدید تر از جسم فیزیکی رو تجربه کنه.
داشتن یک جسم فیزیکی به بهای بشر زمینی بودن، چیز بیش از حد گرونیه.
یامازو هنوز بیداره. طبیعیه، آخه برای خوابیدن هم زوده. نور اتاق در حال کم شدنه. ین شی به انرژی هاله ی یامازو خیره میشه. چقدر افسرده! چقدر غمگین! این حس غالب و در عین حال منفعل یامازوعه.
با این وجود، روحی که راضی میشه تجربه ی سخت انسان بودن رو در پیش بگیره، احتمالا هدفی رو انتخاب کرده تا به سرانجام برسونه. این چیزی هست که ین شی در موردش کنجکاوه. با توجه به توانایی ها و احساسات خاص یامازو، اون ممکنه برای محقق کردن چجور هدفی متولد شده باشه؟ اون شبیه کسی نیست که برای دیوونه بازی های مرتبط با کینه و نفرت اومده باشه. این واضحه که قلبی آسیب دیده و ناامید داره. هرچند ین شی طی زندگی های قبلی، گاها همسفر یامازو بوده اما این داده های مبهمی که از گذشته به یاد میاره، برای درک حال امروز یامازو کافی نیست.
ین شی با ناامیدی آهی میکشه و به یاد ساکورا، هوان جو آ و افرادی میوفته که به نحوی ازش خورا...