فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

بذر کتان

قسمت: 49

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

گردنبند سیترین

کیومی رنجیرو، لی لی کنان راهروی خصوصی خوابگاه مخصوص زن های هر جایی کیان یانگوآ رو طی میکنه تا خودشو به دوستانش برسونه. البته توی کیان یانگوآ کسی این اسم رو در موردشون جرات نداره که به کار ببره و همه به اونها دخترای مهتابی و به خوابگاهشون هم خوابگاه مهتاب میگن. البته این بیشتر شبیه به یک کنایه در مورد ساعت کاریشون به نظر میرسه.

کیومی قبل از باز کردن در خوابگاه، نگاهی توی آینه میندازه و مطمئن میشه که چهره اش هنوز جذابیت دیروز رو داره. موهاش هنوز مرتب و شلاقیه و چهره‌اش ترگل و ورگل به نظر میرسه. قدش کوتاهه ولی اندام دوست داشتنی ای داره که زیر یک روبدوشامبر رسمی و بژ به رنگ مشکی پنهان شده.

-تاتاتادا...

کیومی در حالی که میدونه قراره در مرکز توجه قرار بگیره خودشو به حوض وسط خوابگاه میرسونه. تقریبا اغلب بچه ها حاضر هستن. اول از همه نیشیهارا ماساکادوا، میله ی مورد علاقه اش رو ول میکنه و به طرفش خیز برمیداره. موری شی نارو هیکو، با چهره‌ای که شبیه به روباه سرخه قاه قاه میخنده و میگه: عا به نظر میرسه که دست پر اومدی!

چند نگاه کنجکاو دیگه، از دخترهای زیبا و جوان گوشه و کنار اتاق، قابل مشاهده است. بزرگترین اونها دختری به اسم تاکه تا سوتان هست که موهای مشکی و هیکل درشت اما کمر باریکی داره و چشم هاش بر خلاف اغلب زن های کیان یانگوآ هیچ ردی از شرارت و خصومت رو نشون نمیده. اون اخیرا به ترک کردن کیان یانگوآ زیاد فکر میکنه.

تاکاکی چی کافوسا میگه: یه گوشواره؟

کیومی که فکر میکنه به اندازه ی کافی بازار گرمی کرده میگه: یه گردنبند!

و جلوی چشمای گرسنه و حیرت زده ی همه، یه گردنبند جواهر با نگین های کمیاب رو از جیبش بیرون میاره. گردنبند، یک سری سنگ زرد و شفاف شبیه به یاقوت زرد یا سیترین داره که به شکل مستطیل برش خوردن. همچنین تعدادی نگین برلیان گرد و سفید هم روی اتصالات گردنبند دیده میشه.

-واو یه گردنبند!

-عجب چیزیه..

-چه مرد دست و دلبازی.

-حتی اگر از جنس نقره هم باشه فوق العاده زیباست.

تا که تا سوتان که یه گوشش با یه ایرپاد پر شده و مشغول گوش دادن آهنگه، گوش دیگه اش رو تیز میکنه تا حرفای کیومی رنجیرو در مورد عجیب‌ترین و البته دوست داشتنی ترین مشتری خانه‌ی مهتاب رو بفهمه.

موری شی میگه: زود باش تعریف کن. بی شانگ چجور مردیه؟

-خب اون قد بلنده، هیکل تو پری داره.

تاکاکی وسط حرف دوستش میپره و میگه: میشه گفت متوسط تا لاغره.

نیشیهارا میگه: چهره ی سرد و مغروری داره؟

کیومی میگه: نا سلامتی من دارم از پیشش میاما، قطعا بهتر از شما میدونم که اون چجور مردیه.

نیشیهارا میگه: منم یه زمانی پیشش بودم.

موری شی میگه: منم همینطور ولی اهمیت نده، برامون تعریف کن. آزمایشگاهش چجور بود؟

کیومی میگه: یه جای سرد و دیوونه. یعنی متعلق به یه دیوونه. اون واقعا تنها و سرده. اما اتاق خوابش خیلی جذاب و رنگی رنگی...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب بذر کتان را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی