فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

بذر کتان

قسمت: 58

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

چپتر 58

جراح تابش فیروزه

-آه، دل و روده ام داره فاسد میشه، احساس میکنم دارم میسوزم.

هوان‌جو‌آ در حالی که به حال خودش پوزخند میزنه و دور دهانش آغشته به استفراغه، عوق کوچیک دیگه ای میزنه. اون به مریض بودن عادت کرده.

ضربه ای که از لی‌شو‌فون و رفقاش خورده هم کارساز بوده و در حال وخیم تر کردن وضعیت اش هست. اون با ناامیدی به در و دیوار اتاق سوت و کور و غم انگیزش نگاه میکنه و خاطرات بد گذشته، براش زنده تر میشن. در حالی که ۳ تا قرص خورده و هیچ کدوم اثر خاصی نداشتن، به سمت شیشه ی یه داروی مایع میره و یه قاشق میخوره.

-آه، این یکی به نظر بهتره.

-هی هوان‌جو‌آ، تو اونجایی؟ حفاظ اتاق رو باز کن، میخوام بیام تو.

این صدای ساکورا هست که احتمالا یه مشت خرت و پرت برای کمک کردن به هوان‌جو‌آ آورده.

هوان‌جو‌آ با صدایی که پر از نشاط به نظر میرسه میگه: حالم بد نیست، فقط باید کمی استراحت کنم. خودم دارو دارم.

ساکورا میگه: محض رضای خدا هوان‌جو‌آ... تنها نیستم، افرادی برای دیدنت اومدن.

هوان‌جو‌آ با نگاهی به رد استفراغ روی لباس رنگ و رو پریده اش با خودش میگه: بهتر از این نمیشه.

صدای زن دیگه ای میگه: حفاظو بردار هوان‌جو‌آ، اگه این کارو نکنی خودم میام تو.

هوان‌جو‌آ می تونه هاله ی آبی روشن آراشیرو رو از پشت حفاظ ببینه. اون یکی از افراد زبده ی آکادمی تابش فیروزه است. ولی اون تنها نیست. هاله ی کناریش به راحتی قا...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب بذر کتان را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی