بذر کتان
قسمت: 76
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۷۶
مورای شینزابورو
آلیسیا با بی حوصلگی توی اتاقش لم داده و کمی سرد و کم انرژی به نظر میرسه. این یه واکنش معمول به استرس و موقعیت ناخوش آیندی هست که فرد میدونه قراره در معرضش قرار بگیره. به زودی یکی از جلسات مهم کاری آلیسیا شروع میشه و اون هنوز بعد از گذشت سال ها، به این جلسات خاص عادت نکرده.
امروز بیشتر از هر زمان دیگه ای از خودش بیزار و خسته است. حس میکنه که پیری داره به سراغش میاد و دیگه زیبایی و جذابیت یک زن جوان رو نداره. همچنین چندان از هیکلش راضی نیست و فکر میکنه کمی چاق شده. اما حقیقت اینه که تصویر واقعی اون اونقدرا هم بد نیست و لباس های زیبا و بی نقصی که میپوشه، زیباییش رو دو چندان هم میکنن.
آلیسیا یک توپ گوشتی رو برمیداره و با ضربات منظمی به دیوار رو به روی خودش میزنه. توپ در یک مسیر مثلثی به سمت خودش برمیگرده و درست توی دستش جا میگیره. درب اتاق به صدا در میاد. آلیسیا می تونه بوی مورای شینزابورو رو احساس کنه. این یکی از کمترین قدرت های شهودی هست که کمابیش از پسش بر میاد.
-«بیا تو»
مورای شنزابورو هم تیپیکال پسر محبوب قلب بانوانه. اون موهای نسبتا مشکی مایل به خاکستری داره و چشماش از کازوهیکو یا مثلا هیروتا میجی پر نور تر و امیدوارتره. انرژی و هاله ی گرم و مردانه اش از دور مشخصه و میشه احساس کرد که از آمادگی ذهنی و بدنی خوبی برخورداره.
اون مدتیه که تبدیل به تنها فرد مورد اعتماد آلیسیا شده. مورای دلیل خاصی برای خیانت نداره. آلیسیا فرمانده ی خوبیه، بهش پیله های بیخود نمیکنه و در نظرش تحسین برانگیزه. وفاداری بهش می تونه بهش کمک کنه تا سریعتر رشد کنه و به قدرت برسه.
مورای در حالی که کت خودشو بیرون میاره میگه: «اینجا زیادی گرم نیست؟»
و با بی خیالی روی مبل کنار آلیسیا میشینه.
آلیسیا همچنان به دیوار نگاه میکنه و با لبخند جواب میده: «لباسای زیادی پوشیدی.»
شینزابورو با ناامیدی پوفی میکشه: «از صبح دو بار رفتم برای کمک، این روزا حجم ماموریتا زیاد شده، همه اش باید آماده باشم.»
آلیسیا در حالی که توپ رو روی میز میذاره میگه: «این جلسه بهت چند ساعتی استراحت میده، قشنگ باید ۵ ساعتی به حرفای کسل کننده گوش بدیم.»
و با این حرف، بلند میشه و به طرف میز نوشیدنیهاش میره.
شینزابورو نگاهی به سرتاپای آلیسیا میندازه. رخوت و خستگی کاملا قابل مشاهده است. می تونه احساس کنه که فرمانده اش امر...
کتابهای تصادفی

