فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

بذر کتان

قسمت: 77

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

یادداشت های روزانه ی یامازو

هنوز وقتی چشم هامو باز میکنم، انتظار دارم که توی کتابخونه باشم. اما دوباره اینجام، توی اتاقم. سرد و تنها. اما اینبار خوشحالم. من یه عاشق خوشبختم شاید چون این بار، خودم هم یه معشوق واقع شدم و حتی توی بیداری هم می تونم روح دختری که دوستم داره رو احساس کنم.

تمرین ها به خوبی پیش میره و می تونم احساس کنم که قدرت و توان بدنیم هم بیشتر شده. دیروز برای پیدا کردن یه شغل جدید به بازار رفتم اما هنوز چیزی که برام جالب باشه و با انرژیم سازگار باشه رو پیدا نکردم. حالا سطح توقعاتم افزایش پیدا کرده و می‌تونم انرژی شغل ها رو ارزیابی کنم. می تونم حس کنم که کدوم موقعیت می تونه به افزایش قدرت و انرژی ذهنیم هم کمک کنه.

چیزی که به طور نامحسوسی ذهنم رو مشغول کرده خانوم ین شیه. هوان جو آ دیشب گفت که خانوم ین شی به سازمانی به اسم کیان یانگوآ پیوسته. چیزی که من توی دست خانوم ین شی دیدم هم یکی از اختراعات پیچیده شون هست که کمک میکنه با هم ارتباط بگیرن. یه جورایی شبیه به آینه های جادویی هست که جادوگرا از طریقش با ابعاد دیگه ارتباط میگیرن.

اما این چیزی نبود که شوکه ام کنه. اینطور که هوان جو آ میگه خانوم ین شی از لان بائو شی جدا شده. دروغه بگم از این موضوع ناراحتم. من از لان بائو شی خوشم نمیاد و به نظرم لیاقت ین شیو نداشت. اصلا نمی دونم از کجا پیداش شد و استاد ما رو دزدید. رسما دزدید و ازش برای قدرت گرفتن خودش استفاده کرد. ولی نمی دونم خانوم ین شی چرا بعد از جدا شدنش رفته سمت سازمان کیان یانگوآ. آخه اونجا ظاهرا قدرت کمی داره. ساکورا راجبشون چیزایی گفت و برداشت من به طور کلی این بود که از این سازمان خوشش نمیاد و اونا رو موجودات فاسدی میدونه.

راستش من توی شهودم چیزیو دیدم که در ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب بذر کتان را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی