فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

بذر کتان

قسمت: 117

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
چپتر ۱۱۷ کازوهیکو و شفقت؟ دروغ بدون مصلحت؟ ناتالیا انتظار نداشت که دوباره با حریف نیمه ماهیش یعنی هوگو رو به رو بشه. ولی این به تنهایی چیزای زیادی رو هم روشن میکنه. اینکه احتمالا حمله ی دیشب به آلیسیا هم ربطی به هوگو و اربابش یعنی دو جی داشته. این بار به نظر میرسه که هوگو از آمادگی بیشتری برخورداره و در اولین حرکتای یورشی، گوشه‌ی پیشونی ناتالیا رو زخمی کرده. ناتالیا فریادی میکشه و یه کنده ی درخت رو به سمت صورت هوگو پرتاب میکنه. اسلحه ای که توی دست هوگو هست، یک سر خاردار داره و تیغه های آهنی و تیزش موقتا توی کنده ی درخت گیر میکنن. این باعث میشه که محور بدنش از کنترل خارج بشه و ناتالیا فرصت حمله پیدا کنه. اولین لگد ناتالیا به کتف هوگو برخورد میکنه و ضربه ی آرنجش اونو چند متر دور تر پرتاب میکنه. ناتالیا علاقه ای نداره که حین مبارزه حرف خاصی بزنه و صرفا با هاله ی سرد و سادیستی خودش، هوشیاره تا کوچک ترین حرکات درون میدون مبارزه رو دنبال کنه. صدای دویدن کازوهیکو توی جنگل، اونو به خودش میاره. ناتالیا همچنین متوجه میشه که قبل از برگشتن و دیدن چهره ی کازوهیکو میتونه تصویرش رو به کمک چشم سومش و داخل ذهنش ببینه. هر چند این تصویر واضح نیست، اما یک توده‌ی بدنی که شبیه به کازوهیکو و به رنگ سرخ روشن هست رو به نمایش میذاره. قدرت جادویی هوگو همچنان باهاش هست و ناتالیا حدس میزنه که اربابش یعنی دو جی این قدرت رو در اختیارش قرار داده، یا حداقل بخش زیادی از این قدرت رو به کمک اون به دست آورده. هوگو کمی مردد میشه و منتظر میمونه تا کازوهیکو گارد دفاعی خودشو نشون بده. ناتالیا وقتی که صدای گلن گدن اسلحه رو میشنو...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب بذر کتان را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی