بذر کتان
قسمت: 119
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۱۱۹
پیتزا برای صبحونه
نکته ی جالب در مورد افراد شرور و قدرتمند اینه که دیگران در موردشون قضاوت های عجیبی انجام میدن. مثلا عمده تصوری که در مورد مینسکی و روزمره اش وجود داره خیلی با چیزی که اون در واقع تجربه میکنه متفاوته.
به عنوان یک صبحونه، با چشمای پف کرده و یه پیرهن آستین کوتاه سفید معمولی، به طرف یخچال اتاقش میره و تیکه پیتزاهای باقی مونده از شب قبل رو بیرون میاره. مشخصا هنوز ذهنش توی دنیای خواب سپری میکنه و علاقه ای به شروع جدی روز جدیدش نداره.
اون در حال حاضر، شباهت خاصی به یک فرد شرور نداره و بیشتر شبیه یه آدم بی انگیزه است که به تازگی شغل خودشو از دست داده. اما مینسکی نه تنها بیکار نیست بلکه همیشه کارای زیادی برای انجام دادن داره. با اینکه الان مثل یه فرد تنها و کارمند صفت هم به نظر میاد؛ اون به هیچ عنوان محکوم به تنهایی هم نیست و می تونه در عرض چند دقیقه، اطراف خودشو حسابی شلوغ کنه.
ولی خب بعضی وقتا هست که آدم دوست داره تنها باشه و از روزمره ی معمولی خودش لذت ببره. البته کلمه ی آدم در مورد مینسکی کمی نامناسبه چون اون ژن مشترک خاصی با نژاد بشر زمینی نداره و صرفا ظاهرش اینطور به نظر میرسه.
«یک زمانی بود که کشتن من راحت تر از کشتن یه شهروند معمولی بود، اما اونایی که از من بدشون میومد و منو یه تهدید بالقوه میدیدن، عارشون میومد که بر علیه من کار جدی ای انجام بدن. فکر میکردن ارزشش رو ندارم و توی سطح پایینی دارم زندگی میکنم. حتی قتل و کشتار هم نوعی سرمایه گذاریه. الانم دیگه براشون دیر شده و اینجا دارم پیتزامو میخورم. چقدرم که دلم خوشه.»
البته مینسکی این جمله ی آخر رو با کمی کنایه میگه. یه چیزی هست که روی مخشه و اذیتش میکنه. درسته که توی این دنیا موجودات شرور زیادی وجود دارن اما اتمسفر این دنیا، عموما به نفع همچین افرادی نیست. این انرژی درون صبح و نور خفیفی که از پنجره به داخل میتابه، حتی نور مصنوعی داخل ...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب بذر کتان را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی

