بذر کتان
قسمت: 126
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۱۲۶
تروما
یامازو برای چند لحظه ی خیلی کوتاه به بدن فیزیکیش برمیگرده و نگاهی به اطرافش میندازه. دنیای واقعی، کسل کننده و بی روحه و فقط چند تا مارمولک و سوسک رو میشه دید که با موذی گری در نقاط مختلف انبار، مشغول گشت و گذار هستن.
اون که هنوز شوکه و نگرانه سعی میکنه دوباره مراقبه انجام بده و راه حلی پیدا کنه. بنا به دلایلی از درمیون گذاشتن تجربه اش با ین شی واهمه داره چون ممکنه به شکل بدی قضاوت بشه یا این گزارش به گوش ساکورا برسه. البته اون بیشتر احساس شرمندگی داره و ترجیح میده که این موضوع رو با یک فرد نسبتا غریبه تر در میون بذاره.
-نیوسوما!
بهترین فردی که به احتمال خیلی زیاد می تونه به سوالش جواب بده کسی نیست جز نیوسوما. یامازو سعی میکنه برای انتقال پیام خودش به نیوسوما تلاش کنه. اما اولین چیزی که باهاش رو به رو میشه انرژی نوعی هرج و مرج هست.
نیوسوما که صداش برای اولین بار تا حد زیادی پر انرژی و حماسی به نظر میرسه و حتی میشه موجی از شادی رو در درونش احساس کرد با لمس انرژی یامازو میگه: «خوب موقع پیدات شد، بیا کمکمون.»
وقتی یامازو چشمای خودشو توی بعد جدید باز میکنه، اول از همه با زنی قد بلند که کیمونوی مشکی پوشیده و کاتانای باریک و بلندی رو به دست داره رو به رو میشه. موهای زن هم بلند و مشکیه و شباهتی به تصویری که یامازو از نیوسوما توی ذهنش هست نداره. قبل از اینکه حدس بزنه نیوسوما چهره ی خودشو تغییر داده، میبینه که نیوسوما با چهره ی اصلی خودش، کمی اونطرف تر، مشغول مبارزه با چند موجود دیگه است که حداقل به لحاظ ظاهر، کاملا شبیه انسان ها هستن.
چیزی که برای یامازو جالبه، فرم مبارزه ی نیوسوما هست. در حالی که زن قد بلند مشکی پوش هاله های بسیار کمی رو به کمک ضربات شمشیرش به نمایش میذاره، نیوسوما با کمترین ابزار ممکن یعنی دو تا خنجر که انتهاشون با ریسمانی یخی به هم متصل شدن، هاله ی درشتی رو به نمایش گذاشته. اون رنگی سبزآبی رو مرتعش میکنه و توده ی درشتی از کلمات رو به نمایش میذاره که در حین مبارزه بهش کمک میکنن آسیب های بیشتری رو به طرف مقابل وارد کنه یا از خودش در مقابل آسیب های وارده مراقبت کنه.
یامازو همچنین متوجه میشه که کلمات درون هاله ی نیوسوما چیزی بیشتر از کلمات چینی یا فرم های منسوخ شده ی چینی باستان هستن و زبان های دیگهای رو هم شامل میشن. اون زیاد فرصت نمیکنه که این منظره رو تحلیل و بررسی کنه چون مرد چاقی که کاتانای درشتی به دست داره به سمتش حمله ور میشه. کاری که از یامازو بر میاد جا خالی دادن و پریدن به سمت یک تنه ی درخت هست.
-«میشه اسلحه تو بهم قرض بدی؟»
یامازو با این حرف، به سم...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب بذر کتان را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی
